هفته نامه 31-97

سلامممم و صد سلامممم

رسما اولین ماه پاییز و سال تحصیلی تموم شد و وارد ابان شدیم. اوضاع شکر خدا روبراهه و می گذره. پسرک هم تا حدودی شرایط رو پذیرفته و باهاش کنار اومده.

کلاسها هم طبق روال معمولشون برقرارند. روز شنبه کوئیز اول زبان برگزار شد. معلم زبان خواسته بود منو ببینه. جالب اینجاست می گفت جناب وروجک درس نمی خونه!!! یعنی ملاکش نمره نبود و می گفت خیلی با استعداده و اگر یه کم بخونه اوضاعش خیلی بهتر از این میشه. سر کلاس هم خیلی مشارکت نداره!! در هر صورت چهارشنبه که نمره های کوئیز اعلام شد پسرکم 49 از 50 گرفته بود. دیگه نمی دونم منظور اقای معلم از درس نخوندن دقیقا چیه؟!!!

روز سه شنبه هم جلسه مدرسه با مشاور پایه هفتم بود. میخواست که یه سری راجع به پسرکمون بهش توضیح بدیم. حدود 40 دقیقه طول کشید ولی تا برسیم خونه 6:30 گذشته بود. پسرک هم تنها مونده بود و به تکالیفش رسیده بود.

راستی تو جلسه راجع به برنامه کارسوقها هم گفتیم که کوبوندمون به طاق که امکان تغییر برنامه و... نیست و جمعه هم مخالفهای خودش رو داره و ...

پنج شنبه هم بالخره تابلوی پلنگ پسرک تموم شد. البته قبل از کلاس نقاشی دو تایی رفتیم و یه روپوش کار برای کارگاه نجاری جناب خریدیم و بعد هم تابلو رو از کلاس نقاشی برداشتم و یک راست رفتم قابسازی. بعد از ظهر هم به کلاس دو گذشت و پسرک با پریدن از مانعها حسابی کیف کرد و کلی هم با مربیش خندید.شب هم مثل هر هفته خونه مامانی. البته این هفته بدون دخترخاله موفرفری. 

جمعه صبح پسرک بیشتر به تکالیف و مشقهای عقب مونده ش گذشت. کتابی که باید خلاصه نویسی می کرد رو خوند و خلاصه اش رو نوشت. حدود ساعت 4 هم رادمان کوچولو اومد خونمون و تا ساعت 6:15 که باباش بیاد باهم بازی کردند. تازه داشتند گرم فوتبال می شدند که وقت رفتن شد. بعد هم دوش و مثل هر هفته اسم فامیل و لالا تا اماده شیم برای امروز و این هفته. 

/ 0 نظر / 20 بازدید