هفته نامه 22-88

سلامممممممممممممم خوب و خوش و سلامتین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جونم براتون بگه وروجکم چهارشنبه به همراه بابا افشین و مثل یه آقای به تمام معنا رفت آرایشگاه و موهاشو زد تازه کلی هم ذوق کرده بود

پنج شنبه صبح هم چون بچه ام دلش هوای تولد کرده بود یک عدد کیک تی تاپ برداشته به همراه شمع ۲ سالگیش که تو کابینت یافتیم و یک موسیقی تولدی مراسم تولد ۲ نفره برگزار کردیم و کلی هم خوش گذروندیم . عصر هم که تشریف بردن خونه مامانی بسیار بسیار پسر خوب و آقایی بود اما از اونجایی که از شانس بد وانیا توپولوی ظهر خوب نخوابیده بود مدام با بچه ام پرخاش می کرد و خلاصه اعصاب آقا رو بهم ریخت و آخر سر مجبور شدیم ساعت ۱۰:۳۰ تشریف ببریم منزل . البته سر راه به رسم هر هفته یک عدد آیس پک وانیلی پسرم را مهمون نمودیم و بعد چون دیدیم هنوز سر شبه یه سر رفتیم پارک اندیشه و صد البته با خیل عظیم جمعیت روبرو شدیم و وروجکم کمی بازی و ورجه وورجه فرمود و آخر سر هم به عوض خستگی با چشم گریان روانه خانه شد .

مثلاً ما گول خورده ایم که او خواب است

و اما از شیرین کاریها :

یه روز کارتهای ویزیت بابا افشین رو برداشت و گفت : می خوام اینها رو با خودم ببرم سر کار آخه من کارت ندارم .

یه ماشین عروس تو خیابون بهش نشون دادم و گفتم : تو هم وقتی داماد شدی برات ماشین گل می زنم

بردیا : من می خوام اتوبوس گل بزنم

من : نمیشه که مامان تا حالا دیدی کسی اتوبوس گل بزنه

بردیا : نی نی بوسم نمیشه ؟

من : نه مامان جان از این ماشین کوچولو ها باید گل بزنی

بردیا : تانکرم نمیشه ؟

چند وقته گیر داده افشین بره یاریس (ساری به گویش بردیا) من و تو پتو بندازیم بخوابیم بعد من هی خنده خنده کنم . چند روز پیش که بهش گفتم باید بری آرایشگاه گفت : بریم آرایشگاه موهامو کوتاه کنم بعد دیگه افشین بره ساری

راستی هفته پیش رقیه جون معروف رو به بابا افشین نشون دادم ایشون هم فرمودند : بچه حق داره میگه جیش دارم

/ 5 نظر / 48 بازدید
گلسا و مامان مونا

موهات مبارک گلم.عزیزم میخوای اصلا تو هواپیما که از همه کوچکتره گل بزن [ماچ]

تندر

بردیا پسرتون کپی پسر خواهر منه