هفته نامه 34-88

 

سلامی با دو روز تأخیر به همه دوست جونی های خوشگل و مامانی  

جونم براتون بگه که از دولتی سر مهد کودک بازهم وروجک مامان دچار سرماخوردگی شد و تب و لرز و سرفه و ... بچه ام یه جوری زیر پتو می لرزید که دل آدم براش کباب می شد و این هم مزید بر علت شد برای عدم حضور در عروسی عمه ساناز . بماند که تا آخرین لحظه هم که ازش سوال می کردیم رضایت به اومدن نداد و می خواست پهلوی مامانی و کنار شومینه بخوابه . ما هم که از خدا خواسته صبح شنبه ، خروس خون رفتم آرایشگاه و بعدش راه افتادیم سمت خونه آذر جون و جاتون خالی حسابی خوش گذشت فقط حیف که مثل همه عروسیها تو یه چشم به هم زدن همه چی تموم شد .

یکشنبه هفته گذشته تو مهد جشن هالووین گرفته بودن و اخرش نفهمیدم لباس گرگ پوشیده بود یا شیر ، گراز ، شتر یا اینکه یکتا خانوم کدومش رو پوشیده بودن جالب اینجاست که صورتش رو اجازه داده بود نقاشی کنن این دیگه از عجایبه . هر وقت موفق شدم عکسش رو از مهد بگیرم حتماً اینجا میذارم تا کشف کنین بچه ام چه جونوری شده بود

پ . ن ١ : بردیا از بابایی پرسید : چند سالته ؟ بابایی : حدود ۶۰ سال بردیا هم انگشت شستش رو نشون داد و گفت : یعنی تو اینی

پ . ن ۲ : داشتم براش توضیح می دادم که باید شب خونه مامانی بخوابه تا ما بریم عروسی همه ساناز و برگردیم بهش گفتم : منم که اندازه تو بودم همیشه شبها خونه مامانی می خوابیدم بهم گفت : اونوقت من بزرگ بودم همش می رفتم عروسی ؟

/ 4 نظر / 46 بازدید
بزرگترين مرجع ايرانيان

سلام دوست عزيزم .. از شما دعوت مي کنم از وب سايت ما ديدن کنيد من براي شما نظر گذاشتم . شما هم اومدين نظر بدين ممنون . منتظرت هستم . حتما بيا ادرس : http://arianbax.vcp.ir حتما بيايي ها . حتي 1 بار . منتظرم .......

طنین

سلام مرجان خوبم .الهی خاله فدای وروجک شیطونت بشه انشالله خوب میشه ،بمیرم براش تورو خدا مواظبش باش.[ماچ][گل]

هاله مامان ارشیا

امان از این مریضی ها[ناراحت]انشالله زودی حال بردیا کوچولو خوب خوب بشه[بغل]همیشه به عروسی و خوشی مرجان جون[چشمک] عروسی عمه ساناز هم مبارک باشه[دست]

سوری مامان عسل

سلام مرجان جون. آخی دوباره این پسر ما مریض شده پس انشالله که زود زود خوب بشی عزیز دلم. مبارک عروسی عمه ساناز . روی ماه قندعسل رو ببوس[ماچ][بغل]