هفته نامه 21-97

سلاممممم و صدسلاممممم

هوا همچنان گرم و مردادیه به شدت. خدا کنه با تموم شدن مرداد یه کم دمای هوا هم بیاد پایین. ما که حسابی پوست انداختیم تو این گرما.

بگذریم. شنبه صبح که جناب با اذر جون موندند خونه، یهویی مادربزرگ محترم حوصله شون سر رفت و تصمیم گرفتند با خاله شهین برگردند خونشون. نتیجه این شد که حدود ساعت 4 اذر جون برگشتند شمال و یکشنبه رو هم مثل هفته های پیش پسرک تنهایی گذروند.

کلاسها هم طبق روال معمول برگزار شد و خبر خاصی نبود.

سه شنبه رو هم بالخره بعد از مدتها شانس یار پسرک بود و تشریف برد خونه پارسا جونش و از 9 صبح تا حدود ساعت 5:30 که جناب تشریف ببرند کلاس دو یه کله PS4 بازی کردند.

پنج شنبه صبح جناب طی یک اقدام تنبلانه خودشو به مریضی و گلودرد زد و کلاس نقاشی رو پیجوند. تصمیم داشت برای کلاس زبان هم همین برنامه رو پیش ببره که اینجانب کوئیز روز دوشنبه رو بهونه کرده و با پس گردنی ایشون رو راهی کلاس کردم. غروب هم مثل هر هفته خونه مامانی رفتیم. اینبار دخترخاله خیلی کوتاه اومد و زود رفت تا به خونه دوست خاله مژگان برسند. موندند پسرخاله ها و فوتبال و عرق ریزون و شیطونی.

جمعه صبح هم جناب بعد از بیدار شدن از خواب، مصادره رو تماشا کرد و بعد هم تکالیف و بعد از ظهر هم حدود ساعت 4 رادمان کوچولو اومد و تا ساعت 7 که باباش بیاد دنبالش با هم بازی کردند. شب هم بعد از دیدن خندوانه لالا و امروز هم که مثل چند هفته اخیر خونه تشریف دارند.

راستی برای ماه دوم دو میدانی ثبت نام کردیم. مربیش می گفت خیلی بهتر شده. چابک تر شده و اگر خودش دوست داره پاییز رو هم ادامه بده. حالا ببینیم خدا چی میخواد.

/ 0 نظر / 37 بازدید