هفته نامه 18-89

سلام

خوب و خوش و سلامتین؟

ما هم خوبیم و خبر خاصی نداریم جز اینکه دوشنبه هفته گذشته از طرف اداره یه جشن به مناسبت اعیاد شعبانیه دعوت شدیم اونهم در برج میلاد و عسلک مامان کلی کیف کرد بسکه با دخترها ورجه وورجه کرد و بالا و پایین پرید منم که خوش حواس دوربین برده بودما اما Ram اش رو جا گذاشته بودم و این شد که نتونستیم از هنر نمایی پسرم عکس بندازیم . شب هم که برگشت خونه گریه گریه که می خوام شب خونه مامانی بخوابم . خلاصه نشون به اون نشون که سه روز مهد نرفت و مهمون مامانی بود . دیشب هم یه هو پرید سر تلفن میگه می خوام به مامانی زنگ بزنم بگم دوشنبه میام خونه تون گفتم: حالا کو تا دوشنبه !! بعدش که گوشی رو گرفته میگه مامانی هستی می خوام بیام خونه تون مامانی گفت : نه امشب نیا اینجا رو سمپاشی کردیم جا نداریم بخوابیم اونهم میگه : خب من تو هال می خوابم

/ 3 نظر / 7 بازدید
mamanezahra

الهی جیگر شیرین زبونیهای گل پسری بشم من... آخه من نمیدونم چرا اینقدر این وروجکها خونه مامان جون هاشون رو دوست دارن... نیست خیلی لی لی به لالاشون میزارن... معلومه که ول کن نیستن... خدا حفظش کنه براتون[بغل][قلب][خداحافظ]

mamanezahra

عکسهای دو پست قبل خیلی قشنگ بودن... حسابی خوش بحال بردیا گلیمون شده... اون عکسی که دستمال گذاشته بود سرش خیلی بازه بود... از طرف من کلی ببوسش[بغل][ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]ماچ][ماچ]