هفته نامه 9-88

سلام به همه عسلی و مامانهای مهربونشون  تعطیلات خوش گذشت ؟ اصلاً هفته خوبی داشتین ؟ کنار فرشته های کوچولوتون حتماً حتماً حتماً روزهای خوشگلی داشتین

جونم براتون بگه هفته گذشته بالاخره بخت باهامون یار شد ۳ تایی رفتیم نمایشگاه ، جاتون خالی هم خیلی خوش گذشت هم کلی کتاب خریدیم برای پسر کوچولو . وروجک مامان هم که گیر داده بود به این آدمها که لباسهای عروسکی می پوشن می گفت همه باید بغلم کنن بنده من باهاشون عکس بندازم اونهم تو اون شلوغ پلوغی البته منهم طبق معمول دوربین همراهم نبود و مجبور شدیم با موبایل ازش عکس بندازیم . خلاصه بسکه دویده بود و بازی و شیطونی کرده بود تا اومد تو ماشین خودش برگشت گفت : مرجان چقدر دویدما

چهارشنبه پیش مامانی بود و باهم صبح رفته بودن پارک . یه پسر کوچولو به اسم یزدان آفتاب گیرش رو که شکل صورت گاو هست گرفته بود و گوشه یه شاخش رو پاره کرده بود . اینو داشته باشین تا پنج شنبه صبح که یه خانوم کارگر از یکی از شرکتهای خدماتی اومده بود برای نظافت منزل و از شانس بد یا خوب یه پسر کوچولوی خوشگل و بامزه هم با خودش آورده بود به نام آرمین . همین که بردیا بیدار شد آرمین رو دید که روی فیلش نشسته و داره تاب بازی می کنه گفت : چرا شاخ خانم گاوه رو پاره کردی ؟بهش گفتم : مامانی این اون نی نی نیست اون اسمش یزدان بود این آرمینه بعدش بهش گفت : تو دیروز پارک نبودی؟ دیگه چه دردسرتون بدم تا اون لحظه که اینها برن نیم ساعت یکبار ازش می پرسید : تو دیروز پارک نبودی؟ فکر کنم می خواست مطمئن شه که آرمین تو حواس پرتی هاش یهو خودش رو لو نمیده

دیروز وروجک و بابا افشین رفتن که شیر توت فرنگی درست کنن وقتی کارشون تموم شد به افشین گفتم : مخلوط کن رو بگذار سرجاش اونهم حواسش به تلویزیون بود و یادش رفت که بردیا بهش گفت : افشین ۲ بار بهت گفتم اونو بذار سرجاش

هر وقت یواشکی میره کامپیوتر رو خاموش می کنه بابا افشین لپش رو می کشه می گه : کی گفت خاموش کنی ؟ چند روز پیش وقتی کار افشین با کامپیوتر تموم شد خاموشش کرد و رفت سراغ کارش یهو بردیا اومد بالا سرش لپش رو می کشه می گه : کی گفت خاموش کنی کی گفت؟

دیروز رفته بود پارک و چند تا از این بادکنکهای اسپایدرمن ، هواپیما ، دلفین و ... خریده بود که یکیش کم باد شده بود اصرار اصرار به من که بادش کن منم چون از دهان زدن به بادکنک و توپ و ... بیزارم بهش گفتم : من بلد نیستم افشین میاد درست می کنه بهم گفت : بیا به خدا بلدی بیا بادش کن

/ 8 نظر / 8 بازدید
هستی جوجو

آی خوشم میاد از این گیر دادنهای بچه ها جیگرشووووووووووووو دیگه بزرگ شده داماده گلم بوس بوس [بغل][ماچ][بغل][ماچ]

مونا مامان گلسا

سلام.بردیا کوچولو موچولو خیلی بامزه ای[ماچ][ماچ].شیطنت هات رو خیلی دوست دارم[ماچ]

سوری مامان عسل

سلام مرجان جون. می بینم که شما هم آهنگ بهانه رو در وبلاگ گذاشتین؟! خلاصه آخر سر این آرمین بیچاره گردن گرفت پاره کردن شاخ رو یانه؟ قربونش برم که صحبتهای مامانش رو یادآوری می کنه به باباش. روی ماهش رو ببوس[ماچ][بغل]