هفته نامه 1-97

سلاممم و صد سلامممم بهاری.

چشم برهم زدنی اولین هفته سال جدید تموم شد و رفت. ما روز شنبه بعد از صبحونه، راه افتادیم سمت اصفهان. سر راه از قلعه بارجین هم بازدید کردیم. حدود ساعت ۶ رسیدیم اصفهان و رفتیم همون هتل همیشگی. یه اتاق ۲ تخته خالی داشت که ما محبور شدیم همون رو با سرویس نفر اضافه بگیریم. پسرک به شوق آقا کوچولو ما رو برده بود هتل ستاره ولی اقا کوچولو غروب همون روز تشریف بردند عروسی تا ظهر فردا. ما هم حدود ساعت ۷ رفتیم شهربازی که مثلا تا ۹ برگردیم ولی تا ۱۲ شب اونجا موندگار شدیم. باز به عشق رستوران هتل جناب اجازه ندادند بیرون غذا بخوریم. وقتی هم برگشتیم رستوران تعطیل بود و محبور شدیم غذامونو تو اتاق بخوریم. 

صبح یکشنبه هم بعد از صبحونه مفصل اتاقمونو تحویل دادیم و راه افتادیم سمت تهران. البته سر راه از قمصر گلاب و شربت خریدیم. حدود ساعت ۸ رسیدیم تهران و به اصرار پسرک رفتیم خونه مامانی. شب هم برگشتیم خونه و شام و لالا.

دوشنبه و سه شنبه رو بیشتر تو خونه و رسیدگی به کارهای عقب مونده و بعد از سفر گذروندیم. قرار شد چهارشنبه بریم شمال. ولی صبح چهارشنبه جناب با پسرخاله و دخترخاله تشریف بردند پارک ژوراسیک و ناهار بیرون. ما هم موندیم تا حدود ساعت ۴ که ایشون تشریف اوردند و راه افتادیم. البته اینبار با ماشین خاله ساحل. حدود ساع ۹ شب رسیدیم و همه فامیلهای پدری پسرک جمع بودند. شام کتلت مورد علاقه جناب بود. پسرک هم با دخترعمه و پسرعمه کلی خوش گذروندند. پنج شنبه هم بابا افشین و علی آقا رفتند ماهیگیری و کلی کولی گرفتند. غروب هم اذر جون برای پسرک یه مقدار سرخ کرد تا هوس جناب بیفته. جمعه بعد از ناهار با اینکه هوا یه کم سرد بود سه تایی با سامی و خاله شهین رفتیم موزه میراث روستایی سراوان. با اینکه خیلی پیاده روی و پله نوردی کردیم ولی خیلی خوش گذشت و جای قشنگی بود. اخر شب هم شوهرخاله بابا افشین یهویی فوت کرد و کاسه و کوزه ما رو بهم ریخت. حالا ما موندیم و روزهای اخر و مراسم خاکسپاری و ...


/ 0 نظر / 25 بازدید