هفته نامه 35-96

باز هم سلاممممممممممممم.

هوا نسبت به هفته گذشته کمی خنک تر شده . البته صبحها که رسما سرده ولی وقتی فعالیتت رو شروع می کنی و راه میفتی کم کم دمای بدنت هم بالاتر میره و اون احساس سرمای اولیه رو نداری.

جناب هم خوبه و مشغول گذروندن سال تحصیلیش. شکر خدا کم کم راه افتاده و مدیریت کارهاش رو به عهده گرفته. البته مثل تمام بچه ها نیاز به نظارت داره.

دوشنبه گذشته رو باز من مرخصی گرفتم و موندم خونه. با اتفاقات هفته پیش اداره اصلا حال و حوصله سر کار رفتن هم نداشتن و با خودم گفتم شاید یک روز موندن پیش وروجک حالمو بهتر کنه که اینطور هم بود. برای همین عصر هم دوتایی رفتیم کلاس زبان. تو مدتی که ایشون سر کلاس تشریف داشتند من یه سر به شهر کتاب زدم و 3 جلد کتاب من جوکم برای جناب خریدم.

کلاسهای فوق برنامه هم که به قوت خودش باقیه. این هفته معلم ویولنش خیلی ازش راضی بود و می گفت خیلی خوب تمرین کرده.

پنج شنبه هم بعد از کلاسهای صبح و ظهر و عصر، تصمیم گرفتیم مامانی و بابایی و خاله ها رو دعوت کنیم خونمون، دلمه خورون. خوشبختانه به پسرخاله ها و دخترخاله خیلی خوش گذشت و با هم کلی بازی کردند.

جمعه قرار بود برای ناهار کباب اماده کنیم. به اصرار بابا افشین وانیا توپولی و رادمان خوشگله هم مهمونمون شدند. جناب صبح که از خواب بیدار شد، بعد از دوش و صبحونه نشست سرکاراش تا حدود ساعت 1:30 که مهموناش رسیدند و بازهم با هم خوش گذروندند. وانیا با خاله مژگان حدود ساعت 4:30 رفتند تا به باقی تکالیفش رسیدگی کنه. رادمان کوچولو هم حدود ساعت 7 رفت خونه باباش. جناب وروجک هم 1-2 ساعت سر خودش رو به هر طریقی گرم کرد تا ساعت 10 که رفتیم لالا.

امروز هم که شنبه ست و فردا به مناسبت شهادت امام رضا تعطیله و باز یه استراحت جانانه می کنیم.

/ 0 نظر / 33 بازدید