هفته نامه 38-97

سلامممم و صد سلاممممم

یک هفته دیگه هم گذشت. دیگه صبحها که راه می افتادیم رسما هوا تاریکه و هنوز شبه. از سرما هم که دیگه نگ براتون. از پسرکی که امسال حاضر نمیشه مثل سالهای قبل لباس گرم بپوشه هم بگذریم.

اوضاع درس و کلاس هم به قوت خودش باقیه. قراره از اول دی امتحانات نوبت اول شروع شه. مسئله اصلی اینه که بچه ها بعد از امتحان تعطیل میشن و همین بردن و اوردنشون میشه پروژه. ولی خوبیش اینه که زود میاد خونه و فرصت کافی برای درس خوندن داره. بماند که بعضی از امتحانها به صورت کارازمون برگزار میشه و تا ساعت 5 عصر هم طول می کشه. خدا کنه ساعتشون طوری باشه که به کلاس زبان پسرک برنخوره. چون واقعا اون ساعت ترافیکه و برگشت خیلی سخته.

مورد بعدی کارسوق این هفته مدرسه بود که پنج شنبه و جمعست. جناب کلی ابغوره فرمودند که اینجانب رضایت بدم. دلیل منهم برنامه کلاسهای 5 شنبه پسرکه. میگم تکلیف اونها رو مشخص کنه. دو رو کنسل کنه. نقاشی رو هم بندازه یکشنبه ها بعد تو برنامه کارسوقها شرکت کنه. حالا با 1000 خواهش و تمنا رضایت دادم این هفته 5 شنبه رو شرکت کنه و ساعت 8 شب بریم دنبالش که ایشون باز ابغوره که میخان شب هم بمونن که به شدت مخالفت شد و پرونده موضوع بسته گردید.

البته ناگفته نماند اخر سر به 5 شنبه رضایت داد و وقتی گفتم باشه 5 شنبه رو تشریف ببر. خودشون پشیمونیشونو اعلام کردند!!!!

کلاسها هم به جز زبان که در تعطیلات بین دو ترمه، باقی به قوت خودشون باقیند.نمره فاینال زبان هم 80 شد که نسبت به نمرات ترمهای قبلیش واقعا افتضاحه!!!! از این ترم هم که منتقل میشه به بزرگسالان و باز تغییر برنامه. خدا کنه یه تایم خوب نصیبمون بشه که مجبور نشیم کلاسهاش رو تغییر بدیم.

پنج شنبه هم بعد از کلاسهای صبح و بعد از ظهرمون، طبق روال معمول خونه مامانی بودیم و پسرخاله ها و دخترخاله کلی با هم خوش گذروندند. کلاس دو هم چون بردیا تنها شاگرد آقای موسوی بود کلی تمرین کرد و بهش خوش گذشت. 

جمعه هم بعد از بیدار شدن از خواب و رسیدگی به تکالیف هفتگی، رادمان کوچولو مهمونمون بود تا ساعت 7 که باباش بیاد دنبالش و بره خونشون. بعد هم به درخواست جناب برای شام بیف استروگانف درست کردم که پسرک پسندید و بعد هم کمی سریال و لالا برای امروز.  


/ 0 نظر / 13 بازدید