هفته نامه 41-97

سلامممم و صد سلاممممم

یک هفته دیگه از زمستون، دی ماه، سال تحصیلی و امتحانات نوبت اول پسرک رو پشت سر گذاشتیم. هوا سرد و زمستونی و پر از سوزه. امتحانات هم که به هفته اخرش رسیده. در واقع دوشنبه تموم میشه و سه شنبه و چهارشنبه تعطیلات اخر ترم حساب میشه. البته مدرسه هم اردوی یزد تدارک دیده که شکر خدا خود پسرک تمایلی به شرکت نداره. می مونه 2 روز تعطیلی جناب که باید ببینیم چیکارش کنیم که پسرک خیلی هم تنها نمونه خونه.

روز شنبه امتحان کامپیوتر بود که علیرغم اصرارهای اینجانب پسرک درست و حسابی نخوند و گویا یه سری سوالها رو نتونسته جواب بده. باقی تا اینجا به خوبی و خوشی سپری شده.

چهارشنبه هم اخرین امتحان کارازمونی پسرک بود و اینبار اینقدر تو ترافیک موند که تا برسه خونه ساعت 6:05 دقیقه شد و رسما به کلاس زبانش نرسید. البته اینجانب صبح بهش گفته بودم که کتابهای زبانش رو با خودش ببره مدرسه تا اگه دیر شد از همون طرف بره کلاس. ولی کو گوش شنوا. نتیجه این شد که اینجانب طی یک اقدام انتحاری فوتبال رو هم تحریم کردم و کمی با اخم و قهر و ابغوره مواجه شدم و بعدش هیچی به هیچی.

پنج شنبه صبح هم به خاطر امتحان ریاضی امروز برای بچه ها فوق برنامه ریاضی گذاشتند.من که می دونستم خبر خاصی نیست ولی اصرارهای بی پایان پسرک باعث شد که ایشون باز هم کلاس نقاشی رو غیبت کنند و تشریف ببرند مدرسه. بعد از ظهر هم که به دلیل بارندگی و شرایط هوا کلاس دو تعطیل شد و موندگار شدیم خونه. شب هم طبق روال معمول خونه مامانی و کلی بازی و شیطنت پسرخاله ها و دخترخاله.

جمعه صبح با هزار ترفند بالخره پسرک رو از خواب بیدار کردم. دوش و صبحونه و رسیدگی به تکالیف تا حدود ساعت 2 طول کشید. حدود ساعت 5 هم رادمان کوچولو اومد و 2 ساعتی با هم بازی کردند. شب هم حدود ساعت 10 لالا تا برای امروز و امتحان ریاضی انرژی کافی داشته باشیم.

هنوز برنامه خاصی برای تعطیلی سه شنبه و چهارشنبه جناب نداریم. از یه طرف شاید برای کارهای بیمه مجبور شیم بریم نایین. از یه طرف هم غیبت چهارشنبه پیش پسرک باعث شده مجبور شیم چهارشنبه صبح برگردیم. سرمای زمستون هم که هست و ..... حالا ببینیم خدا چی میخواد.  


/ 0 نظر / 13 بازدید