هفته نامه 25-96

سلاممممممممم و صد سلاممممممم

یک هفته دیگه از تابستون گذشت. هوا نسبتا خنک تر از هفته های قبل شده. جناب هم خوبه. روز سه شنبه با هیجان فراوون PS4 ش رو گرفت و کلی بازی کرد. صد بار هم گفت حالا می فهمم رادمان چرا اینقدر هیجان زده بود.

کلاس فوتبالش هم روز چهارشنبه تموم شد. ثبت نام پاییزمون هم منوط به برنامه کلاسه که هنوز رسما اعلام نشده. البته پشت تلفن گفتند که دوشنبه و پنج شنبه و جمعه است و منهم گفتم که دوشنبه و پنج شنبه رو جناب نمی تونن تشریف ببرند، ولی هنوز برنامه نظرسنجی که قرار بوده بذارن رو اجرا نکردند ببینیم اخرش چطور میشه.

تیراندازی هم که امروز اخرین جلسه این دوره ست. باز باید ببینیم برنامه فوتبال چطور میشه. البته وانیا توپولی قراره پنج شنبه ها 8:30-9:30 صبح بره و جناب هم اصرار داره همون ساعت بره ولی به نظرم 3 تا کلاس در یک روز خسته کننده باشه. حالا ببینیم چطوری میشه.

کلاس زبان هم که جناب کوئیز 2 رو با اقتدار 50 گرفتند و منتظر فاینال روز پنج شنبه هستند تا این ترم رو هم به سلامتی و میمنت به اتمام برسونند.

باقی کلاسها به قوت خودش باقیست. راستی روز شنبه به مناسبت عید غدیر تعطیل بود و بساط تنبل خونه و دواوند بعد از مدتها براه. البته بدون حضور رادمان کوچولو که از ذوق xbox ش هیچ جا نمیره.

پنج شنبه هم که کلاس نقاشی برگزار نشد و فقط کلاس زبان داشتیم. بعد از کلاس رادمان خوشگله 1 ساعتی مهمونمون بود تا با پسرخالش PS4 بازی کنه. بعدش هم قرار بود با وانیا توپولی بریم دواوند که خستگی بر ما مستولی شد و تصمیم گرفتیم صبح راه بیفتیم . این شد که اونها رفتند و ما موندیم. 

جمعه صبح 3 تایی بعد از صبحونه آژانس گرفتیم و رفتیم دماوند. دخترخاله و پسرخاله کلی با هم خوش گذروندند و رودخونه بازی کردند. البته چندین بار جای پسرخاله خوشگله رو خالی کردند. شنبه غروب هم حدود ساعت 7 همگی برگشتیم تهران و اماده شدیم برای یک هفته جدید.

راستی امروز برنامه کلاس ششم رو تو سایت مدرسه گذاشتند. این هفته چهارشنبه ها تنبل خونه داریم : ورزش، ورزش، هنر، انشا، انشا. روپوش و کتابهای سال جدید رو هم قراره سه شنبه بدن.

/ 0 نظر / 44 بازدید