هفته نامه 34-96

سلاممممممممممممم و صد سلاممممممممممم

یک هفته آبانی رو پشت سرگذاشتیم. با اینکه داریم به اواخر ابان نزدیک میشیم ولی هوا همچنان گرمه و خبری از پاییز نیست، جز صبحها که کمی خنکه و بعد ....

جناب هم به زندگیش رسیدگی می کنه. کلاسهاشو به سرانجام می رسونه. البته پنج شنبه گذشته تعطیل بود و کلاس تیراندازی و نقاشی و یه جلسه از زبان پر. با اینکه 5شنبه ساعتهای نفس گیری رو می گذرونیم ولی برای من که تمام ایام هفته بیرون از خونه هستم تنوعه. راستش موندن تو خونه اونهم 2 روز پشت هم کسل کننده و حوصله سربره برام.

بگذریم پنج شنبه که کلاسها تعطیل و کلا تنبل خونه به راه بود. جناب کمی به کارهاش رسیدگی کرد و بیشتر روز رو به بازی گذروند. غروب هم همگی رفتیم خونه مامانی تا دخترخاله و پسرخاله ها با هم خوش باشند. البته اینجانبان به خاطر آزمون وروجک شب زودتر از بقیه برگشتیم خونه.

جمعه صبح هم که آزمون داشتیم و حدود ساعت 1:30 رسیدیم خونه. بابا افشین که با بابایی رفتند دماوند. ما هم کمی استراحت و ناهار و درس و رادمان کوچولو تا شب که باباش بیاد دنبالش. بعد از رفتن مهمون کوچولومون 3 تایی اسم فامیل بازی کردیم که پسرکمون بسکه خندید و ریسه رفت اب راه افتاد تو شلوارش!!!!!

راستی یادم رفت بگم تراز جناب این سری شش هزار و چهارصد و نمی دونم چند شد که نسبت به دفعه قبلش بازهم پیشرفت کرده. 2تا درس رو هم 100 درصد زده. البته ازمون کتبی ش اومده 16.5 که افت داشته.

امروز صبح هم موقع رفتن به مدرسه جناب متوجه شدند که اجتماعی و هدیه رو مطالعه نفرمودند. این شد که تو راه و تو ماشین و .... مشغول مطالعه شدند!!!! حالا خوبه دیروز و پریروز 10 بار یاداوری کرده بودم!!!!!!

/ 0 نظر / 35 بازدید