هفته نامه 16-88

سلام به همه دوستهای مهربون و فرشته های مامانیشون

وروجکم دیگه حسابی به مهدش عادت کرده و ۷:۳۰ صبح میره و بعد از اینکه ناهارش رو خورد ، به قول خودش خیلی زود ، مامانی میره دنبالش و میاد خونه و یه لیوان شیر و بیهوش میشه تا ساعت ۴ و ۵ بعد از ظهر . البته ناگفته نماند که مربی خیلی مهربونی هم نصیبش شده که خیلی دوستش داره و پرحوصله است .

سه شنبه صبح هم رفتیم برای چکاپ سالانه اش آزمایش دادیم . کلی براش توضیح دادم که اینجا همون بیمارستانیه که توش دنیا اومدی وقتی رفت رو تخت دراز کشید گفت : الان می خوان شکم منم پاره کنن ؟جالب اینجاست که موقع خون گرفتن اصلاً اصلاً گریه نکرد فقط چشمهاش پر از اشک شده بود و با تعجب بهمون نگاه می کرد فکر کنم شوکه شده بود .

دیروز داشت ماشین بازی می کرد یهو برگشت گفت : زهرمار گفتم : بردیا این چه حرفیه ؟ گفت : آخه ماشین اومده جلوم کنار نمیره افشین هروقت ماشین میاد جلوش می گه : زهرمار (اینم از آموزشهای پدرانه)

پ . ن : پیشاپیش روز پدر رو به همه پدرهای مهربون و دوست داشتنی و مردهای کوچیک و باباهای آینده تبریک میگم (به رسم گذشته روز پدر خونه مامانی یه مولودی خوشگل و مامانی برپاست مطمئن باشید شما رو تو لحظات قشنگش به خاطر میاریم و جاتون رو حسابی خالی می کنیم )

/ 7 نظر / 11 بازدید
هاله مامان ارشیا

آفرین به بردیا جون که حسابی بزرگ شده و برای آزمایش گریه نمیکنه[بغل]ارشیا هم خیلی صبوره ولی با هر قطره اشکش دل من از جا کنده میشه[ناراحت]روز بابایی هم مبارک باشه بردیا گلی[دست]

داستان زندگی خانم آ(این داستان واقعیست)

سلام مرجان جونم... اول یه بوس برای پلیس کوچولوی شجاعمون می فرستم و براش تو همه زمینه های زندگی آرزوی موفقیت می کنم ...امیدوارم زیر سایه پدر و مادر مهربونش بهترینها رو داشته باشه.... دوم لطف کردی عزیزم که به وبلاگم اومدی... برای همین اسم وبلاگم رو گذاشتم ((این داستان واقعیست))چون یه جاهاییش برای خودم هم غیر قابل باوره...نمی دونم چطور تونستم از اون مرحله رد بشم...مطمئنم فقط لطف خدا و ائمه و حمایت خانواده و اطرافیانم بوده و بس...والا معلوم نبود چی می شد... [ماچ][گل][قلب]

مامان پارساپگاه

واووووووووو چه پلیس خوشگل دوست داشتنی شده بردیا کوچولو[ماچ][بغل] روز پدر هم مبارک[گل]

جوجو

سلام کارتون خیلی جالبه که یه وب واسه پسر گلتون درست کردید.... به منم سر بزنید خوشحال میشم

ارغوان

وای چه عسلییییییییییی[بغل][ماچ]ببوسیدش[ماچ] مرسی از اینکه به ما سر زدین[بغل][ماچ] خصوصی هم دارین[مغرور]