هفته نامه 5-97

سلاممممممممم و صد سلامممممم

یک هفته دیگه هم گذشت و تو اون ما رسما اردیبهشتی شدیم.هوا همچنان بهاریه و مطبوعه و همچنان بارون داریم. خدا کنه این لطافت بهاری همچنان ادامه دار باشه. به خصوص اینکه کمتر از یکماه دیگه ماه رمضون رو داریم.

پسرک هم خوبه و اخرین ماه سال تحصیلی ش رو می گذرونه. خدا بخواد از 17 ام امتحانات میان ترم شروع میشه. البته یکی دو تا اردو و جشن هم گویا تو برنامه دارند.

کلاس ویولنش هم بعد از کلی صحبت با معلم با خوبی و خوشی برگزار شد و پسرک کلا منکر رفتارهای هفته پیشش شد.

سه شنبه غروب هم جلسه مصاحبه مدرسه علامه طباطبایی بود که تا برسیم خونه شد ساعت 9 شب . من موندم و یه وروجک با کلی تکلیف . در هرصورت یه سری کارهاش رو انجام داد یه سری هم موند برای چهارشنبه . حدود ساعت 10:15 هم دوتایی بیهوش شدیم.

البته تو راه برگشت کلی با پسرک خندیدیم. سر منوی ناهار مدرسه، سرویس 2 تا 4 میلیونی که پسرک فکر می کرد منظورش سرویس غذاخوریه و می گفت تو 4 میلیونی بگیر. سر تشخیص رنگ ماشین و ....

پنج شنبه هم بعد از کلاسهای معمول، حدود ساعت 8 شب رفتیم خونه مامانی تا هم پسرخاله ها و دخترخاله با هم بازی کنند و هم دلمه خوشمزه نوبرانه مامانی رو بخوریم. شب هم به اصرار وروجکها رفتیم لابریت تا 6 کیلو بستنی فقط بخرند و نصفه نیمه ولش کنند.

جمعه صبح هم پسرک حدود ساعت 11 با کلی خواهش و التماس از خواب بیدار شد و بعد از دوش و صبحونه به تکالیفش رسیدگی کرد. حدود ساعت 5 هم با بابا افشین رفت تا لباس رئال مورد علاقه ش رو بخر. گویا چندین مغازه رو گشته بودند تا اخر سر موفق شده بودند لباس ابی رنگش رو پیدا کنند. شب هم کمی تلویزیون و بازی و لالا برای امروز صبح.

راستی چند روز پیش از یکی از دوستهام که پسرش مدرسه علامه طباطبایی واحد ابشناسان میره سوال کردم، گویا حاشیه و فشردگی زیاد داره. طوریکه پسرش که کلاس هشتمه یک ماه و نیمه که پنچ شنبه ها و جمعه ها رو هم مدرسه میره!!!! نمی دونم والا قراره فانتوم هوا کنن، هسته اتم شکافته بشه یا .... خب یه کلاس راهنماییه دیگه. شکر خدا که قراره کنکور رو هم بردارند.  


/ 0 نظر / 46 بازدید