هفته نامه 4-88

 با سلام ۱۰۰۰ باره و احوالپرسی ۱۰۰۰۰ باره و آرزوهای بهترینهای ۱۰۰۰۰۰ باره .

عروسکهای قشنگ و مامانیتون خوبن ؟ خوب خوب خوب کیف می کنن ؟

جونم براتون بگه که عسلک مامان دیشب طی یک اقدام متهورانه تنها موند خونه مامانی . حالا بماند که من و بابا افشین رو چقدر دلتنگ کرد و تا صبح به اتاقش سرک کشیدیم و جای خالیش رو دیدیم و ... موقع برگشتن از خونه مامانی کلی تو دلم خدا خدا می کردم که دنبالمون بهانه بگیره و بیاد اما راستش وقتی ذوق رو تو چشمهای اون و مامانی دیدم خیلی ناراحتیمو بروز ندادم . صبح هم که زنگ زدم خونه مامانی دیدم شاد و شنگول تا ۱۰:۳۰ هم خوابیده و اصلاً انگار نه انگار که مامان و باباش نیستن البته نمیشه منکر این قضیه شد که اونجا بهش ۱۰۰ برابر بیشتر خوش میگذره و همه کاملاً به ساز ایشون حرکات موزون انجام میدن

خواننده کوچک : چند وقت پیش تو اتاقش سرگرم بازی بود و با خودش می گفت : یه ماچ داد و دمش گرم بابا دمش گرم

عمو فی فی : اسم شوهر عمه ساناز ، فتاح ، هست که بردیا خودش تصمیم گرفته بهش بگه عمو فی فی حالا هی تو خونه راه میره میگه : وانیا عمو فی فی نداره فقط بردیا داره . خلاصه شده جزء افتخاراتش

راستی مراسم پوشک گیری همچنان ادامه داره و عسل مامان فقط شبها موقع خوا پمپرز میشه . البته هنوز با پی پی هم مشکل داره و موقع پی پی باید ببندیمش . نمیدونم باید اینطوری باشه یا اونهم تو لگن یا دستشویی انجام بشه ؟

تاب تاب عباسی : ورژن جدیدش یه زبان پسر کوچولو : تاب تاب عباسی خدا منو نندازی اگه منو بندازی منم تو رو میندازم

وقتی بردیا دختر می شود :

یه کم محجبه تر

/ 7 نظر / 33 بازدید
آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ چه بانمک شده با روسری [زبان] آرش هم برای پروژه دوم پوشک گیری درست همینطوری بود. چند ماه بعد با وعده و جایزه خودش پوشک را برای همیشه کنار گذاشت. [ماچ]

سارا

من نتونستم دان لودش كنم. اگه شد برام ميل كن. يا يه سايتي رو آدرسش رو بده كه خيلي راحت بتونم دان لودش كنم. مرسي از لطفت.

مونا مامان گلسا

سلام.نازی چه پسر بامزه و شیرین زبونی قسمت خواننده و تاب تاب عباسی خیلی قشنگ بود کلی خندیدم[ماچ]

راما

چه بامزه شده با روسری[ماچ]

فاطمه مامان زهرا

این وروجک ما هم همینطوره همش دلش میخواد بره خونه باباجون و مامانجونش بمونه ولی تا حالا تنها نمونده... [چشمک] راستی این جریانات پوشک گیری شما چقدر طولانی شده.... برای پی پی هم ببرش دستشویی و یا لگن پوشکش نکن تا عادت کنه... این جوری بدتر میشه دوگانگی پیش میاد و بچه قاطی میکنه کی باید توی خودش کنه کی باید بره دستشویی...[سوال][اضطراب] من که از عید پارسال راحت شدم و صد البته زهرا... خیلی براشون سخته، مخصوصا توی تابستون که هوا گرمه.... موفق باشی ، پسر گلت رو ببوس[بغل][ماچ][خداحافظ]

سوری مامان عسل

سلام خانومی. ماشالله به این پسر قند عسل که مستقل شده و تنهایی خونه مامانی می مونه البته عسل هم همینطوره خونه مامانم رو بیشتر از خونه خودمون دوست داره چون هم بزرگتره هم احساس مالکیت نسبت به همه وسایل اونجا داره چون صبح تا غروب اونجاست. بردیا عزیز و شیرین زبونم را ببوس.[ماچ][بغل]