هفته نامه 19-89

سلام

عیدتون مبارک

اگر از احوالات ما خواسته باشین باید بگم چشمتون روز بد نبینه سه شنبه عصر خواستیم وروجکمان را ببریم نمایشگاه محیط زیست که شیر و ببر و پلنگ ببینه وقتی رسیدیم دربان جلوی گفت : ساعت ۴ تموم شده و امروز هم روز آخرش بوده و وقتی گفتم : تو اخبار اعلام کرده تا ساعت ۸ هستش گفت : اون برای تبلیغاته !!!!!!!!!!!!!!!! . خلاصه دست از پا دراز تر رفتیم شهربازی ساعی و عسلک مامان چندتا اسباب بازی سوار شد و رفت رو سرسره بادی که یهو جیغش رفت هوا نگو آقا موقع سر خوردن افتادن رو دستشون و افتادن همانا و در رفتن دست همانا و از این بیمارستان به اون بیمارستان رفتن ما همان تا یک نیمه شب . القصه الان بهتره و خوشبختانه مشکلی نداره اما همچنان می ترسه دستش رو حرکت بده

اینهم چند تا عکس قبل از ضربه فنی شدن پسرکم

پنچ شب تولد مامانی جون و جمعه هم تولد دایی مهدی ،بابای وانیا توپولی ، بود و جاتون خالی وروجکها حسابی خوش گذروندن

دوشنبه گذشته هم ۴۹ امین ماهگرد تولد یه دونه مامان و بابا بود

/ 2 نظر / 50 بازدید
یه مامان(مریم)

الهی بگردم که دستش در رفته الان چطوره ؟؟؟؟؟؟؟بهتر شده؟؟؟؟؟؟ [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب]

لیلا مامان هستی

دامادم چطوره ؟ خوبه ؟ بابا بیا این بچه رو ببر شمال بذار حال کنه همش دنیای سربسته بازیها راستی من عکس ندیدم نبود [بغل][ماچ]