هفته نامه 32-97

سلام و صد سلام

یک هفته دیگه هم به تاریخ پیوست. یک هفته پر تعطیلی و تنبلانه برای جناب. روز سه شنبه که برای اربعین تعطیل بود. چهارشنبه رو هم مدرسه خودش تعطیل کرده بود. احتمالا چون تعداد زیادی از معلمهاشون رفته بودند کربلا. این شد که جناب حسابی اوقات فراغت پیدا کرد و تونست سر فرصت تکالیفش رو انجام بده و مثل جمعه های قبلی خیلی فشار روش نباشه. البته چهارشنبه رو با اینجانب تشریف اوردند اداره و تا تونستند اتیش سوزوندند.

این هفته هم که چهارشنبه تعطیله و احتمالا باز اوضاع روبراهتره. قرار بود سه شنبه همین هفته بریم کفی کفشش رو نشون بدیم که چون 5 شنبه تعطیله جناب تصمیم گرفته جاش سه شنبه بره کلاس دو. حالا احتمالا باید بندازیم برای هفته بعد.

کلاسها هم طبق روال معمولشون براه بودند و خبر خاصی نبود. سر کلاس دو یکی از شاگردهای اقای موسوی با خواهر کوچولوش اومده بود که خیلی بامزه بود. هرکاری داداشش و باقی شاگردها می کردند اونم تکرار می کرد. موقع پریدن از مانع چون قدش نمی رسید از زیر مانع رد می شد. انرژیش هم که تمومی نداشت.

پنج شنبه هم کلاس نقاشی و بعد هم دو. این جلسه آقای موسوی نبود و جناب با امیرمحمد دوتایی تمرین کردند و کلی هم تو چاله خاک وول خوردند و حدود ساعت 5:15 رضایت دادند که بریم خونه. شب هم خونه مامانی و 2-3 ساعت بازی پسرخاله ها و دخترخاله

جمعه مثلا قرار بود با توجه به 4 روز تعطیلی، برنامه سبکتری داشته باشیم ولی حواله دادن جناب به روز اخر باعث شد که اتفاقا خیلی هم کارمون زیاد باشه. طوریکه تا حدود 5 عصر پسرک مشغول انجام تکالیفش بود. بعد هم رادمان کوچولو اومد و تا ساعت 8 دوتایی باهم سرگرم بودند. بعد هم دوش و شام و لالا. راستی جناب باز سرما میل فرمودند.

امروز هم فینال جام باشگاههای اسیاست بین پرسپولیس و یه تیم ژاپنی به اسم کاشیما نمی دونم چی چی. بازی 9:30 صبحه ولی گویا قراره بچه ها اون ساعت تو سالن اجتماعات مدرسه فوتبال تماشا کنند.    

/ 0 نظر / 21 بازدید