هفته نامه 17-88

سلااااااااااااااااااااااام خوب و خوش و سلامتین؟ تعطیلات غیرمنتظره خوش گذشت ؟ البته کنار فرشته های کوچولو و شیطون بودن همیشه و در هر شرایطی مطمئنم که خوش می گذره

جونم براتون بگه ما که تهران بودیم و یه کم از ترس آلودگی هوا تو خونه و یه کمی هم به خاطر فوران بی حوصلگی مجبور می شدیم اندرزهای متخصصان رو ناشنیده بگیریم و یواشکی بریم بیرون

اول از همه کیک مولودی امسال رو ببینید (جای همتون خالی کاش بودین و می دیدین وروجکم چقدر آقا بود و با چه ذوقی شکلات می ریخت سر مهمونها)

یه شب با مامانی رفتیم خانه کودک پارک ساعی و عسل مامان کلی اسباب بازی سوار شد و یه کم هم تو پارک ورجه وورجه کرد و بعدشم بیهوششششششششششش

یه روز رفتیم شهروند تا هم کمی خرید کنیم و هم وروجکم درحین چرخ سواری با صدای بلند برای همه آواز بخونه و همه رو مستفیض کنه جالب اینجاست وقتی رفتیم داخل بهم گفت : مرجان برو هر چی خواستی بردار

شب جمعه هم که طبق روال هر هفته مهمون مامانی بودیم (البته خاله ها رفته بودن شمال و ما تنها اونجا بودیم)بردیا سی دی عروسی خاله ساحل رو پیدا کرد و به مامانی داد که بگذاره مامانی هم چون می دونست اهل سی دی و فیلم عروسی دیدن نیست قایمش کرده بود تا حواسش پرت بشه که یهو یه وروجکی برگشت و گفت : لوس شدی ها بذار دیگه پدرسوخته(این هم از عوارض گوش کردن به آهنگهای دی جی)

چند روز پیش شارژ ماشینش تموم شد بهم می گه : شارژبند ماشینم کجاست ؟

راستی یه نکته اینکه به یاد گرفتن حروف و لغات انگلیسی به شدت علاقه نشون میده برعکس فارسی که حتی بن بن بن هم خریدیم اما اصلاً دلش نمی خواد یاد بگیره

مربی مهدش ، سارا جون ، هم خیلی دوستش داره و به قول خودش خاله سارا بهش میگه : تو جیگر منی

تو هرکاری هم نظر میده متل اینکه : دستشویی رو شستی درش رو باز بذار هوا بخوره خشک شده (آخه بچه جون تو رو چه به این حرفها)

اینهم وقتی بردیا مامانی می شود :

/ 10 نظر / 75 بازدید
فاطمه مامان زهرا

سلام مرجان جون خوبی خانمی ببخشید دیر جواب دادم آخه یه مدت دسترسی به نت نداشتم[خجالت][چشمک] بردیا گلم خوبه؟ چقدر روسری بهش میاد شده عین دختر خانوماااا[نیشخند][بغل] به به چه کیک خوشگلی... منهم با کلی تاخیر عید رو بهتون تبریک میگم و علی الخصوص به بابایی گل آقا بردیا... انشاالله که سالهای سال سایشون روی سرتون باشه[هورا][قلب] بردیا گلم رو ببوس[بغل][ماچ]

فاطمه مامان زهرا

مرسی خانمی لطف داری... آره شما درست می گفتی... ممنون از راهنماییهات و دلداریهات... بردیا جونم رو ببوس[بغل][ماچ][خداحافظ]

مونا مامان گلسا

وقتی بردیا مامان....[ماچ][ماچ]. عزیزم با اون نصیحتاش[متفکر] مامان گوش کن دیگه. [ماچ]

هستی جوجو

ای واییییییییییییییییییییییییییی تو این اوضاع وانفسا دامادم هم پرید. مرجان جون چیکار کنم بهش هر روز میگم باید بری مهدکودک میگه من مهدکودک دوست ندارم میخوام تنبل بشم عروسی کنم [ناراحت]

هستی جوجو

مرجان جون دوباره بیا تازه الان آپیدم البته بدون عکسه عروست . تورو خدا اون هووی دختر منو یکجوری دست به سرش کن بابا بهش بگو هر کی سبیل داره که بابای تو نیست این هستی اون هستی نیست [چشمک] از غصه دارم میمیرمااااااااااا داماد به این نازنینی از دستم پرید.

مصطفی

سلام وب قشنگی دارین به وب من هم که مامان و بابام برام درست کردن تشریف بیارین خوشحال میشم این هم ادرسشه www.seyedmostafaahmadi.blogfa.com