هفته نامه 27-89

سلام خوبینننننننننننننننن؟ فرا رسیدن فصل پاییز مبارککککککککککک

هفته پیش نمی دونم چند شنبه اش یه سر رفتیم نمایشگاه لوازم التحریر تا وسائل مهد وروجک رو تهیه کنیم خلاصه نضفه و نیمه یه چیزهایی پیدا کردیم و سه برابر اونها هم پول خرت و پرتهای جناب رو پرداختیم و خسته و نالان برگشتیم منزل . چهارشنبه هم تصمیم گرفتیم قبل از بازگشایی مدارس یه سر به شهر کتاب بزنیم و باقیمانده لوازم رو تهیه کنیم و حالا بماند که چه خبر بود . از ۱۱۰ تومان خریدمون ۴۰ تومان سهم مهد بود و الباقی اسباب بازیهای آقا . اینم نمونه هاش

البته چون از کودکی عاشق این کارتون بوده هر مدل اسباب بازی هم که از این ماشینها می خره دوستشون داره و مهمون یه روزه اش نیستن

پنج شنبه شب هم مثل همیشه رفتیم خونه مامانی . با این که چند وقتی بود دختر خاله و پسرخاله با هم به شدت دوست شده بودند اما اینبار نمی دونم چه اتفاقی افتاده بود که یه بند باهم دعواشون می شد و خلاصه اعصاب برای هیچکس نذاشته بودن طوریکه ساعت ۱۰ پاشدیم بردیمشون پارک تا یه کم هوا به سرشون بخوره و آروم بشن . حالا همه نگران سورنا کوچولو هستن که ۱۰ روز دیگه قراره بیاد ایران و به این رفتارها عادت نداره خدا کنه جلوی اونها آبرو داری کنن و  

در ضمن از روز چهارشنبه کلاس پسرکم عوض شد و از کلاس سارا جون به کلاس ملیحه جون کوچ کرد . جالب اینجاست چون به شدت عاشق سارا جون بود ما نگرانش بودیم که نکنه تنونه با شرایط جدید خودش رو وفق بده ولی همینکه یه روز مهمون ملیحه جون بود به شدت بهش علاقمند شد و طوریکه الان میگه ملیحه جون از همه مهربونتره . خدا رو شکر

آخر از همه اینم بگم که فردا ۴ سال و ۳ ماهگی یکی یکدونه امونه و حتماً خودش می دونه می خوام چی بگم

عکس گذرنامه وروجکم در ۴ سالگی

/ 2 نظر / 13 بازدید
مونا مامان گلسا

سلام خانمی.خریدهای بردیا جونم مبارک.خیلی هم باسلیقه ست.[ماچ][بغل]

ستوده

باور کن من هم اسباب بازی دوست دارم .فکر کنم ما مامانا وخدمون بیشتر از دیدن اسباب بازی لذت می بریم .من که اینجوریم شما رو نمی دونم[چشمک]