هفته نامه 30-88

روز جهانی کودک مبارککککککککککککککککککککک

به همین بهانه پنج شنبه عصر طی یک اقدام غیر منتظره یه کیک به سلیقه وروجکم خریدیم و راهی منزل مامانی شدیم تا این روز خجسته رو در کنار فامیل و به خصوص وانیا توپولی جشن بگیریم جاتون خالی کیک خیلی خوشمزه ای بود علیرغم میل باطنی و عذاب وجدان فراوان مجبور شدم کلی نوش جان کنم .

 

اینم هدیه عسل مامان به مناسبت این روز

وانیا توپولی در حال جمع کردن شکلاتهای روی کیک در روز جهانی کودک

جمعه صبح هم مهد کودک بردیا به مناسبت روز جهانی کودک جشن گرفته بود  . جاتون خالی نمی دونین چه خبر بود کلی بچه و مامان و بابا بودن همه خوشحال و خندون و در حال پرورش دادن کودک درون . از همه جالب تر شیرین جون ، مدیر مهد ، بود که لباسهای رنگارنگ پوشیده بود و به سرش پر بسته بود و خلاصه حسابی کودک درونش رو پرورانده بود .

نکته قابل توجه این بود که وسائلی که بچه ها استفاده می کردن مثل : آبرنگ ، رنگ انگشتی و ... همه همونهایی بود که مامان و باباها برای بچه هاشون خریده بودن و با کلی زحمت اسمش رو روش نوشته بودن . در هرصورت کلک همشون کنده شد . من کلی دنبال وسائل بردیا گشتم نمی دونم چشمم ندید یا واقعاً نبود .

بردیا از وقتی به غذا خوردن افتاد مثل خیلی از بچه ها به خاطر شیطنت و بازیگوشی سخت غذا می خورد و باید سرش رو به هزار طریق گرم می کردیم تا بتونیم بهش 2 تا قاشق غذا بدیم . اما خوشبختانه همه چی می خورد به خصوص وقتی براش راجع به فواید و خواص ماده غذایی توضیح می دادیم دیگه مجاب می شد اما از وقتی رفته مهد همین که می گه من فلان غذا رو نمی خورم یه تکه نون دستش می دن و خلاص . نتیجه اش هم این میشه که میاد خونه هر چی براش میاریم میگه : لوبیاشو نمی خورم ، عدسش رو نمی خورم ، کلم نمی خورم ، لپه نمی خورم گاهی حتی گوشت هم نمی خورم و فقط پلو سفید می خوره البته مامانی چهارشنبه به خاطر همین مساله کلی گرد و خاک کرده تو مهد اما نمیشه از مربیها هم توقع داشت مثل ما دلشون بسوزه و اهمیت بدن . راستش موندم چطوری و چه کسی رو راهنمایی کنم ؟

آخر اینکه وروجکم سرما خورده سرفه های خشک می کنه و چشمهاش حسابی آلوده است خوشبختانه تب نکرده اما یه کم بد غذا شده .

اینهم یه سری از عکسهای دیروز که البته با ۱۰۰۰ کلک ، خواهش ،تمنا ، التماس ، جنگ و جدل تونستم بگیرم هر کاری کردم آخرش رضایت نداد با مربیهاش عکس بندازه .

یه آقای پلیسی بردیا رو تو مراسم دید ، اومد باهاش دست داد و گفت : سلام همکار . بردیا کلی از این کارش خوشحال شد و گفت : دیدی پلیسها نی نی ها رو دوست دارن

بعدآ ن : پنج شنبه بردیا و وانیا با خاله ساحل مشغول نماز شدن ، هر کدوم یه روسری سرشون کردن و یه مهر برداشتن و دست به دعا . موقع دعا شیطنت خاله جان گل کرد و به بچه ها گفت : بگو خدایا به من یه خواهر/برادر بده هر دو هم شروع کردن به دعا جالب اینجاست وقتی به بردیا گفتم : اگه خواهرت بیاد باید اسباب بازیهات رو بهش بدی لباسهات رو می پوشه و ... پشیمون شد و گفت : نمی خوام من دوست دارم تنها باشم اما وانیا توپولی همچنان اصرار داشت که همه اسباب بازیهاش رو میده به داداشش خودش هم میره تو اتاقش می خوابه تا داداشیش پیش مامانش بخوابه . خدا رو شکر که وروجکم رضایت داد اگر پیله می کرد که باید چارپا می آوردیم و باقالی ها رو بار می کردیم

/ 15 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو پورنگ

سلام وبلاگ شما نیز در کودکانه قرار گرفت کودکانه را به سایر دوستان تون هم معرفی کنید http://www.google.com/reader/shared/08633099106387992548

پویان و مامان

خب مامانش حالا چی می شه آرزوی بچه رو اجابت کنی؟ چقدر این لباسه بهش میاد بردای جون. تیمسار بشه الهی. [ماچ]

فاطمه مامان زهرا

ماشاالله هزار ماشاالله خیلی ناز شده با این لباس فرم... عکسها هم خیلی خوشگل بودن... ببوسش از طرف من[بغل][ماچ] روز جهانی کودک مبارک باشه بردیا جون عزیزم... کادوی خوشگلش هم مبارکش باشه.[هورا][دست] خوب مرجان جون حالا شاید بچه باهات شوخی کرده و یا روش نشده که بگه یه خواهر میخواد... حالا تو چرا جدی گرفتی!!![نیشخند][چشمک] [بغل][ماچ][خداحافظ]

فاطمه مامان زهرا

این وروجک ما هم همینطوره... منو کچل کرده با این طرز غذا خوردنش... همش میگه پلو خالی بهم بده، بدون هیچی!!!! نه آب خورشت نه گوشت و نه هیچ چیز دیگه... نمی دونم چرا اینجوری میکنن بچه های این دوره و زمونه[سوال][تعجب][کلافه]

عباس

سلام تا به حال سعی کردین نام فرزندتون رو برای دیگران توضیح دهید مثلا چرا این اسم رو انتخاب کردین؟ یا معنی اسم فرزند تون چیه؟

مامان زهرا

ممنون مرجان خانوم[بغل][ماچ] بردیای گلم رو ببوس[ماچ][قلب]

نازی

سلام خانومی حالتون خوبه؟ من تصادفی اینجا رو پیدا کردم خیلی بامزه هست که اسم پسر منم بردیاست و اسم شوهرم افشینه. پسر شما یکسال از پسر من بزرگتره خدا حفظش کنه خیلی خواستنیه. اگه دوست داشتین به وبه منم سر بزنین خوشحال میشم بیشتر باهم در ارتباط باشیم. میبوسمتون. بای.