هفته نامه 9-97

باز هم سلامممم و صد سلاممممم

این هفته یک هفته نسبتا گرم ولی همچنان بهاری رو پشت سر گذاشتیم. با اینکه سخت ولی جشم برهم زدنی به دهمین روز ماه رمضون هم رسیدیم. تحمل تشنگی و خواب الودگی برام سخت تره ولی به هر حال که خدا خواست و از پسش تا اینجا براومدم. انشالله برای باقیش هم بهم توان بده.

پسرک هم خوبه و از یکشنبه هفته گذشته رسما تعطیل شدند تا خودشون رو برای امتحاناتی که از امروز شروع میشه اماده کنند. البته نمی دونم کدوم دانش اموز یا دانشجویی از یک هفته قبل شروع به درس خوندن می کنه ولی این پسرک من علیرغم تمام شیطنتها و بازیگوشهاش طبق فرمایش خودشون هر روز یکی از کتابهاش رو مرور کرده.

کلاسها هم که طبق روال خودشون در جریانند. روز 5 شنبه دومین کوئیز زبان برگزار شد که نمره ش هنوز اعلام نشده ولی طبق گفته خود جناب 48-9-50 می باشه.

چهارشنبه هم وانیا توپولی بعد از امتحان مهمون مامانی بود و پسرخاله و دخترخاله کلی با هم بازی کردند و همین باعث شد دست از این تبلت کوفتی بکشند. غروب هم که تشریف بردند فوتبال.

ضمنا تمام این 3 روز تعطیلی رو جناب 7 صبح سر خود از خواب بیدار شدند تا در فرصت باقیمانده تا رفتن به منزل مامانی PS4 بازی کنند.

پنج شنبه هم بعد از کلاس نقاشی سومین تابلوی رنگ روغن جناب رو بردم قابسازی. طرح تابلو هم شخصیت استار وارز هست. بعد از کلاس زبان هم جناب تشریف بردند ارایشگاه و شب هم که طبق روال معمول خونه مامانی.

جمعه صبح هم جناب بعد از خوردن صبحونه تشریف بردند سر تکالیفشون. به خصوص امتحان هدیه امروزشون. قرار بود ساعت 3-7 عصر تولد امیرپارسا تشریف ببرند به همین خاطر امیرپارسا کچلمون کرد بسکه تلفن زد. اخر سر هم جناب رو ساعت 2 برداشت برد خونشون. ساعت 7 هم تماس گرفتند که اجازه بگیرند یکساعت بیشتر بمونند. خلاصه حدود ساعت 8:15 که تشریف اوردند منزل شام مجددی میل کردند و کمی بازی و تلویزیون و لالا تا برای امتحان امروز صبح اماده باشند که صد البته طبق روال همیشه با چک و لگد از خواب بیدار شدند.   


/ 0 نظر / 18 بازدید