هفته نامه 13-97

سلاممممم و صد سلامممم

یک هفته پر از گرما از سال و بعد از ماه رمضون رو پشت سر گذاشتیم. با وجود اینکه سخت بود ولی من دلم برای ماه رمضون به این زودی تنگ شده.

جناب هم مشغول تابستون گذرونیه. از امروز هم که کلاس فوتبالش شروع میشه و یه کم سرگرمیش بیشتر. طبق گفته خودش امیرپارسا هم گویا ثبت نام کرده.

راستش روز یکشنبه کلی تلاش کردیم برای والیبال یا یه کلاس ورزشی دیگه ولی اولا والیبال بنی جمال ساعتش 14:30-16 بود که با ویولن پسرک تداخل داشت و سانس بعدش هم پیشرفته بود. کلاس ویولن جناب هم با توجه به پر بودن تایم آقای قضاتی امکان جابجایی نداشت و می بایست منتقل میشد به دوشنبه که با توجه به کلاس زبان و فوتبال پسرک امکانپذیر نبود.

بعد از کلاس ویولن یه سر هم به مجموعه ورزشی شهدای دانشجو زدیم تازه کشفیدیم اونجا هم فوتبال و فوتسال و والیبال و چند تا ورزش رزمی دارند ولی ساعتهاشون خیلی زوده و مثل بنی جمال قبل از 5 کلکشو می کنند. فقط فوتبالش 7 شب یکشنبه سه شنبه بود که اگه پرشان ثبت نام نکرده بودیم می تونستیم اینجا بنویسیم و روزهای زوج بریم والیبال که نشد که بشه. این شد که به همین بسنده کردیم و موند برای سال دیگه. البته بنده به پسرک گفتم صبور باشه 2 سال دیگه اینجانب بازنشسته میشم و با فراغ بال می تونیم کلاسهای مختلف ثبت نام کنیم.

همچنان جام جهانی برقراره و تب فوتبال تو خونه ما همچنان برقراره . چهارشنبه هم دومین بازی ایران برگزار شد با اسپانیا که طی یه بازی واقعا نفس گیر اسپانیا 1-0 بازی رو برد. البته ایران هم یه گل زد که با خطای هند مردود شد.

پنج شنبه امتحان فاینال زبان برگزار شد که جناب نمره کتبی ش 98 شد ولی طبق معمول نمره کلاسی ش رو 86 دادند تا نمره نهایی ش بشه 90. بعد هم چون به درخواست یا بهتر بگم اصرار پسرک قرار شد تولدش رو برگزار کنیم تشریف بردند ناتالی و برای خوشون کیک توپ فوتبال خوشگل خریدند. نه اینکه نخوام تولد بگیرم می گفتم بذاریم هفته بعد که رضایت ندادند و این شد که ما خاله ها و بابایی و مامانی رو دعوت کردیم تا جناب به مناسبت تولدش کباب بناب فلفلی بهشون بده . ناگفته نماند که خودش از قبل به همه اعلام کرده بود که پول نمی پذیره و باید براش کادو بیارند !!!!! نتیجه این شد که باز هم همه پول کادو دادند چون نمی دونستند چی باید بخرند. خاله ساحل که یه لگوی 400 هزار تومانی هم خریده بود ولی فهمید جناب داشته و مجبور شد اونو تقدیم رادمان کوچولو کنه. حالا قرار شده امروز پولهاشو ببره تا با بابایی تشریف ببرند اسباب بازی دلحواهشون رو بحرند. ضمنا بابا افشین هم براش دوربین و دسته PS4 خرید و باز بساط رقص تو خونه براه افتاد. جناب هم عرق ریزون مجبوره روزی 2 بار دوش بگیره تا بوی عرق نده.

جمعه هم به انجام تکالیف که این هفته خیلی هم زیاد نبود، آرایشگاه و صفا دادن کله و گرفتن لباس فوتبال گذشت. البته جناب هول فرمودند ولباس فوتبالشون رو خیلی جذب گرفتند حالا تا صبح فکرش مشغول بود که فردا قبل از کلاس ببریم عوضش کنیم. سر راه هم تشریف برده بودند منیریه و یه دست لباس اتلتیکو مادرید هم خریده بودند.

امروز هم اولین جلسه کلاس فوتبال برگزار میشه.

/ 0 نظر / 40 بازدید