هفته نامه 33-96

باز هم سلاممممممممممممممممم

یک هفته نسبتا سخت یا بهتر بگم پرکار رو پشت سر گذاشتیم. جناب امتحانات ماهیانه داشتند و البته شکر خدا نتیجه ش خوب یا همون خیلی خوب بود. کلاسها هم تو این هیر و ویر طبق روال خودش برقرار بود.

پنج شنبه هم بعد از کلاسها، رفتیم خونه مامانی تا پسرخاله ها و دخترخاله ها با هم خوش بگذرونند.

جمعه هم بابا افشین با بابایی صبح تا عصر دماوند بودند و ما تو خونه به تکالیف رسیدگی می کردیم. عصر موقع برگشتن بابا افشین رادمان کوچولو رو با خودش اورده بود و پسرخاله ها تا حدود ساعت 7 با هم خوش گذروندند. شب هم 3 تایی با ماشین بابایی رفتیم دوری زدیم و بعد از مدتها معجون خوردیم. وروجک که خیلی بهش چسبید.

امروز هم که جلسه اولیا با خانم تمیزکار بود و یه سری مسائل کلی راجع به تکالیف و کارهای بچه ها که صد البته برای من بیشتر استرس زاست تا کمک کننده. ضمنا امروز روز دانش اموز می باشد.

راستی اوضاع دانیال خیلی بهتره، هوشیاریش روی 8 اومده، چشمهاش رو باز می کنه و از ای سی یو به بخش منتقل شده.

/ 0 نظر / 49 بازدید