هفته نامه 7-97

سلامممم و صد سلاممممم

یک هفته بهارانه دیگه هم گذشت. یک هفته نسبتا امتحانی. پسرک هم کمی سرش شلوغ شده و مشغول رسیدگی به درس و کار و زندگیشه .

روز یکشنبه رو به اردوی هیومن پارک گذروندند که البته به نظر جناب تا حدودی مسخره میومد. قرار بود دوشنبه امتحان اجتماعی داشته باشند که خانم تمیزکار به خاطر بازی فوتبال رئال و بارسا امتحان رو انداخت روز سه شنبه. نتیجه این شد که پسرها روز سه شنبه هم اجتماعی و هم دیکته امتحان دادند. نتیجه فوتبال هم 2-2 شد ولی بازی قشنگی بود.

البته پسرک برای اینکه بتونه بازی رو تماشا کنه حدود ساعت 7:30-10 شب خوابید ولی چون فوتبال از 11:15 شب شروع میشه و تا حدود 1:15 نیمه شب طول می کشید نتیجه ش خواب الودگی جناب در روز دوشنبه و چرت زدنش تو کلاس و مدرسه بود.

روز سه شنبه هم پسرک کلی خوراکی برده بود مدرسه به هوای اینکه فکر می کرد ساعت اخر پیک نیک داخل مدرسه دارند ولی متوجه شد که پیک نیک افتاده برای هفته اینده. حالا شانس اورد که زیرانداز رو جلوی مدرسه بهم برگردوند و با خودش نبرد!!!!

چهارشنبه هم که امتحان هدیه برگزار شد. ضمنا وقت مصاحبه اول دبیرستان انرژی اتمی بود که اول 200 نفر و بعد از مصاحبه دوم 60 نفر رو گزینش می کنند. البته اینبار که اصلا مصاحبه شون درسی و علمی نبود، حالا تا ببینیم خدا چطور میخواد.

پنج شنبه هم بعد از کلاسها اول اینکه جناب با بابا افشین تشریف بردند فروشگاه لوازم نقاشی و بوم و سه پایه و چند تا رنگ خریدند. ضمنا چون نیت کرده بودند طرح بعدیشون رونالدو باشه ولی اقای شجاعی گفت که فعلا چهره و صورت و بدن انسان نمی تونه و میخوره تو ذوقش، برای رو کم کنی ایشون وقتی از کلاس نقاشی برگشت یه بوم برداشت و تمام خونه و زندگی رو رنگ کرد تا یه تصویر از پشت رونالدو بکشه.

بگذزیم غروب هم طبق معمول همه خونه مامانی بودیم و شب هم چون خاله ساحل کسالت داشت و نیومده بود، همگی با هم برگشتیم خونه. اخر شب که چه عرض کنم دم صبح هم عمه ساناز و عمه الناز و ... اومدن خونمون. و تا حدود ساعت 11 جمعه پیشمون موندند.

جمعه صبح هم جناب اخرین ازمون قلم چی رو تشریف نبردند. بعد از دوش و صبحونه کمی به تکالیفشون رسیدگی کردند. شنبه امتحان علوم هم دارند. یه کم با اتریسا که دوبی مسموم شده بود و بیحال و کسل بود بازی کردند و غروب هم بعد از اتمام تکالیف، با امیرپارسا تشریف بردند پارک ایرانشهر تا حدود ساعت 8 شب. بعد هم شام و تی وی و لالا برای شروع یک هفته جدید.

ضمنا هوا امروز هم به شدت بهاریه. چهارشنبه که پسرک رو بردم فوتبال بارون گرفت و کلی منتظر شدم تا بتونم برگردم خونه. 5 شنبه هم موقع کلاس زیان همین بساط بود. جتی یه درخت هم تو خیابون شریعتی بر اثر باد افتاده بود روی یه شاسی بلند. جمعه عصر که پسرک پارک بود یهو باد و بارون شروع شد. الان هم همینطور. خدا کنه این هوای بهاری همچنان ادامه داشته باشه و گرما به این زودی اینورا نیاد.

جمعه 


/ 0 نظر / 44 بازدید