هفته نامه 4-97

سلامممم و صد سلاممممم

یک هفته زمستونی رو پشت سر گذاشتیم.هوا یهویی به شدت سرد شد. طوریکه مجبور شدیم دوباره شوفاژها رو راه بندازیم. مقاومت مذبوحانه من هم به امید اینکه از امروز دیگه هوا خوب میشه فایده ای نداشت. شکر خدا یکی دو روز بارون خوبی بارید. البته الان هوا خوب و بهاریه ولی بازهم طبق اعلام هواشناسی قراره بارون داشته باشیم.

جناب هم خوبه و مشغول گذروندن روزهای اخر سال تحصیلی. هفته گذشته سر کلاس ویولن گویا معلم سر پسرک داد زدند و ایشون پای مبارک رو در یک کفش کردند که دیگه کلاس تشریف نمی برند. البته من گفتم که فعلا سه جلسه از دوره شون باقیمونده و حداقل این رو تموم کنند. از یه طرف هم برای معلم مربوطه پیام دادم و ماجرا رو توضیح دادم و نهایتا اینکه قرار شده این هفته حضورا صحبت کنیم.

باقی کلاسها هم به قوت خودشون باقی هستند.

راستی جناب سه شنبه دچار یه ویروس عفونی شد و شروع به سرفه کرد. این شد که علیرغم میل باطنی خودشون چهارشنبه رو مدرسه تشریف نبردند و حتی شب با گریه مکرر فوتبال هم نرفتند. الان شکر خدا بهتره و فقط سرفه های تک و توک هنوز باقیه.

راستی جمعه ازمون قلم چی برگزار شد. تراز پسرک 6400 و خورده ای شد. خانم پارسا رفته که یه پشتیبان جدید برای پسرک معرفی کنه . بابا افشین هم که هنوز هیچ کاری برای لغو ثبت نام سال جدید نکرده.

راستی هفته گذشته بچه ها پول جمع کردند برای روز معلم جشن بگیرند. جناب هم 5000 تومن به نماینده کلاس دادند. اونروز تا موقع خواب 10 بار فرمودند که 5 تومن به علی دادم برای جشن روز معلم. وقتی گفتم چرا اینقدر این موضوع رو تکرار می کنی؟ فرمودند: میخوام ببینم عقلت میرسه 5 تومنمو پس بدی؟؟!!


/ 0 نظر / 12 بازدید