هفته نامه 30-97

سلامممم و صد سلامممم

به همین زودی و مثل برق و باد سی امین هفته از سال رو هم پشت سر گذاشتیم. هوا هم پاییزی و دلچسب شده. چند روزی بارون قشنگی هم داشتیم.

پسرک هم خوبه و داره روزگار می گذرونه. همچنان یک روز یادش میره تکلیفش رو یادداشت کنه، یک روز برنامش رو درست جمع نمی کنه و .... ولی می گذرونه دیگه. درساش رو به موقع میخونه علیرغم حجم زیادشون.

کلاسها هم به قوت خودشون باقی هستند. روز دوشنبه داشت سعی می کرد به بهانه درد انگشتش که تو مدرسه برگشته بود، ویولن رو بپیچونه ولی با سرسختی من تشریف برد و زد و مشکلی هم براش پیش نیومد.

پنج شنبه هم بعد از کلاس نقاشی و دو ، طبق روال هر هفته خونه مامانی رفتیم تا وروجکها 2-3 ساعتی با هم بازی کنند و خوش بگذرونند. البته بماند که چند بار هم ابشون با رادمان کوچولو تو یه جوی نرفت و دعواشون شد ولی در کل سرشون باهم گرم بود. البته جناب از روز چهارشنبه یه مقدار حالت سرماخوردگی هم داشتند که با درمانهای خونگی اینجانب شکر خدا الان خیلی بهترند ولی هنوز فین فین و گرفتگی بینی شبانه رو دارند.

جمعه هم بیشتر روز به انجام تکالیف عقب افتاده هفتگی گذشت. به خصوص اینکه پسرک کتابی رو که باید خلاصه نویسی می کرد نخونده بود و تقریبا تمام عصر رو مشغول اون بود که البته 20 صفحه اش موند برای امروز که قرار شده تو مدرسه بخونه تا غروب بتونه خلاصه اش رو بنویسه.  


/ 0 نظر / 22 بازدید