هفته نامه 26-96

سلاممممممممم و صد سلامممممم

به سلامتی و میمنت وارد اخرین هفته تابستون شدیم. کلاسها تقریبا تموم شده یا تق و لق هستند. البته به جز کلاس نقاشی و ویولن جناب که تعطیلی پذیر نمی باشند. پسرک ما هم در حال استراحت در روزهای پایانی و اماده شدن برای یه سال تحصیلی جدید و مهمه. کتابها و لباس ورزشی و روپوشش رو هم روز سه شنبه تحویل گرفتیم . لوازم تحریر رو هم تا حدود زیادی خریداری کردیم. برنامه هفتگی هم که اعلام شده. مونده ارایشگاه رفتن جناب که انشالله اخر هفته انجام میشه.

پنج شنبه صبح به کلاس نقاشی گذشت. قرار شد جناب از هفته دیگه کار با رنگ روغن رو شروع کنه. لیست لوازم رو از اقای اردلان گرفتیم تا اماده کنیم. عصر هم کلاس زبان بود، آخرین جلسه و فاینال، پسرک نمره کتبی 95 و نمره کل 92 رو گرفت. از قبل با عرفان قرار گذاشته بودند جمعه بیاد خونه مون و با وروجک PS4 بازی کنند. به همین خاطر مامان عرفان پنج شنبه اومده بود کلاس زبان تا به اصطلاح منو ببینه. البته در خواب ناز بود که من بیدارش کردم و خودمو بهش معرفی کردم. گفت فردا پسرشو میاره خونمون. جمعه هم اینقدر شل کن سفت کن دراوردند و میام نمیام کرد که اخر سر هم به بهونه فوت دوست باباش نیومد. وقتی حدود ساعت 1 گفت 2-2:15 میاد تندی یه ماکارونی درست کردم که کنار ته چین بذارم ولی نیومدنش کل غذاهامونو انبار کرد.

راستی شب سه تایی رفتیم خیابون 30 تیر رستورانهای خیابونی. فقط دکوراسیونشون قشنگ بود. خیلی شلوغ، خیلی گرون، غذاهای کیفیت خیلی معمولی و بدون جای نشستن. ما تو پارک نشستیم و شام خوردیم. البته وافل بستنی ش خوشمزه بود.

جمعه هم به انجام تکالیف و سر و کله زدن با عرفان برای اومدن یا نیومدنش گذشت. عصر ساعت 6 مسابقه فوتبال بود. 3تایی رفتیم. فوتبالیستها عکس انداختند. گواهینامه بهشون دادند و یه مسابقه کوچولو هم برگزار شد. تیم وروجک سوم شد و مدال برنز گرفت. بعدش قرار بود تولد شهریوری ها و مراسم اتیش بازی باشه که بابا افشین گفت بریم خونه و اومدیم.

امروز هم چون ساعت 3 جناب وقت دکتر دارند برای چکاپ و کنترل وضعیت بلوغشون و مطب دکتر به اداره اینجانب نزدیکتره، تشریف اوردند اداره و مهمون بنده هستند، آنهم در اخرین شنبه تابستونی!! 

/ 0 نظر / 43 بازدید