هفته نامه 39-96

سلامممممممممم و صد سلاممممممممممممممم

به سلامتی و مبارکی وارد چهلمین هفته سال شدیم. اخر هفته هم که شب یلدا رو داریم و رسما زمستون شروع میشه. ولی دریغ از یه بارون و برف حسابی. حتی هوا هم نسبت به فصلش گرمتره.

جناب هم خوبه و گذران امور می کنه. روز سه شنبه جلسه اولیا با خانم تمیزکار بود. قرار شده ازمونهای مداد و کاغذی اخر دی ماه برگزار شه و اوایل بهمن کارنامه نوبت اول داده بشه. پس ازمونهای این هفته کنسل می باشد. حالا ما باید پوست خودمونو بکنیم تا جناب رو راضی کنیم درسهاش رو تا اونوقت مرور کنه. مشکل اینجاست که ایشون فکر می کنند خوندن هر درس فقط یکبار لازم و کافیه.

راستی اخرش مجبور شدم با مامان امیرپارسا در مورد زمان طولانی تلفن صحبت کردن بچه ها صحبت کنم. ایشون هم اول کمی من من فرمودند ولی بعد رضایت دادند. نمی فهمم مشق نوشتن پای تلفن دیگه چه صیغه ایه که این دو تا وروجک باب کردند.

کلاسها هم به قوت خودشون باقیند. این هفته معلم ویولن نیومده بود و جاش یه خانم با پسرک تمرین کرد. زمان کلاس از دستش در رفته بود بیشتر از یکساعت کارشون طول کشید. زبان هم که دوشنبه پری فاینال برگزار شد و جناب طبق گفته خودشون 7-8 تا غلط داشتند، 5 شنبه هم که فاینال بود و جناب نمره 94 رو کسب نمودند. حالا رسیدیم به سری reach که با توجه به تعریفهای دختر خاله از بالا بودن سطحش، کمی پسرک رو در فکر فرو برده.

پنج شنبه هم صبح خروس خون از خواب بیدار شدیم که به کلاس تیراندازی برسیم. البته جناب هم سرما خورده و دچار فین فین بود که دیدیم دیشب خاله مژگان پیام داده که کلاس کنسل می باشد. این شد که کمی به بازی و تکلیف نیمه کاره ریاضی رسیدگی کرد و بعد هم کلاس نقاشی. قرار بود ظهر برم تابلویی که برای قاب دادم تحویل بگیرم که رادمان کوچولو ساعت 12 اومد پیشمون و چون همراهم نیومد دنبال جناب، منم ناچار شدم زود برم و برگردم. عصر هم پسرخاله ها بعد از ناهار لالا نمودند و بعد هم جناب تشریف بردند کلاس زبان. وقتی برگشتم خونه پسرخاله خوشگله بیدار شده بود. بعد از مدتی هم مامانش اومد و ساعت 7 همگی رفتیم خونه مامانی و پسرخاله ها و دخترخاله کلی با هم بازی کردند.

جمعه هم به تکالیف و کارهای هفتگی رسیدگی کردیم و غروب سه تایی رفتیم تئاتر اولیور تویست که بیشتر به درد بچه ها می خورد بسکه موزیکال و بزن و برقص بود. شب هم لالا.

اخر این هفته شب یلداست . دارم با خودم بررسی می کنم ببینم حال دارم بقیه رو دعوت کنم یا نه. حالا هفته دیگه خبر میدم چطور شد.

/ 0 نظر / 35 بازدید