هفته نامه 35-97

سلاممممم و صد سلاممممم

یک هفته پاییزی و پر از الودگی رو پشت سر گذاشتیم. پسرک هم شکر خدا سرش گرم کار و زندگیشه و امورات می گذرونه.

کلاسها به قوت خودشون باقیند. روز یکشنبه چون جناب دوشنبه 2 تا امتحان داشت، کلاس دو رو زودتر تموم کردیم. قبلش هم با مربی هماهنگ کرده بودم. جناب هم وقتی فهمید پدرمو در اورد بسکه غر زد. اخرش گفت 5 شنبه تا هر وقت خواستم می مونم نباید حرفی بزنی.

چهارشنبه هم که کارنامه میان ترم رو دادند و پسرک در همه درسها به جز عربی بسیار خوب بود. البته کارنامه توصیفی بود و نمره نداشت.

پنج شنبه قرار بود طبق برنامه مدرسه کارسوق پدر و پسری باشه ولی چون پسرک به کلاس دو نمی رسید، ترجیح داد کارسوق رو تعطیل کنه و به کلاسهای عادی خودش برسه. غروب هم که مثل همیشه خونه مامانی بودیم. البته این هفته وانیا توپولی تولد دعوت داشت و غایب بود.

جمعه رو هم حدود ساعت 10 پسرک از خواب بیدار شد و کمی به تکالیفش رسید. ساعت 11 تا 3 رادمان کوچولو مهمونمون بود و پسرخاله ها کلی با هم بازی کردند تا پسرخاله تشریف بردند منزل پدرشون. بعد هم جناب به باقی کارهاش رسیدگی کرد و بعد از 2 ماه رضایت داد که بره ارایشگاه و کله مبارک رو صفا بده.

فردا هم که به مناسبت تولد پیامبر تعطیله و باز فرصت یه استراحت کوچولو رو داریم.


/ 0 نظر / 15 بازدید