هفته نامه 19-97

سلاممممم و صد سلامممممم

این هفته هوا نسبت به هفته گذشته یه کوچولو خنک تر شد. البته فقط یه کوچولو.

بگذریم. پسرک هم خوبه و مشغول طی روزهای تابستونه شه و گاهی نگران که تابستون عزیز داره تموم میشه!!!!! البته که کلاسها هم به قوت خودشون باقی هستند. کوئیز اول زبانش رو هم 49 گرفت. حالا موقع فاینال یه جوری نمره کلاسی میدن که نمره پسرک بیاد روی 90. از ترس اون تخفیف شهریه مسخره که خودشون قانون کردند.

بازهم بگذریم . هفته پیش روزهای شنبه و یکشنبه رو هم جناب تو خونه موند. البته روز یکشنبه باهام تماس گرفت و گفت میشه زودتر بیای، سوسک اومده تو دستشویی!!!! منهم چون سمینار بودم حدود ساعت 12:30 رفتم خونه ولی خبر خاصی نبود و همه چی روبراه. شب هم بابایی اومد دنبال پسرک و تشریف بردند منزل مامانی.

راستی تمرین دو روز یکشنبه رو حسابی تنبلانه انجام داد. دیگه اخرش اقای موسوی بازوش رو گرفته بود و می دوید باهاش. به قول مربی با خاک انداز باید جمعش می کرد.

پنج شنبه هم بعد از کلاسهای معمول، غروب رفتیم خونه مامانی تا هم پسرخاله ها و دخترخاله بازی کنند و هم تولد مامانی رو برگزار کنیم. مامانی بنده خدا کلی تدارک دیده بود با کیک و شمع و ... ولی وروجکها بهش اجازه ندادند با انگشت زدن به کیک و فوت کردن شمع و .....بعد هم اینقدر فوتبال و وسطی و ورجه وورجه بازی کردند که شب مجبور شدند برن دوش بگیرن تا بتونن بخوابن.

جمعه هم که باز بابا افشین رفت دماوند و جناب حدود ساعت 11:30 که از خواب بیدار شد رفت سراغ تکالیفش. غروب هم با پارسا رفتند پارک و شب بابا افشین سر راه رفت دنبالش. باز هم دوش و شام لازانیای مامان پز و خندوانه و لالا.

امروز پسرک بازهم خونه مونده. قرار بود فردا رو هم بمونه ولی گویا باید بره مدرسه و لباس فرمش رو اندازه بگیره. حالا ببینیم تا فردا برنامش چطور میشه.     

/ 0 نظر / 36 بازدید