بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

هفته نامه 3
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 
اندر احولات هفته ای که گذشت جونم براتون بگه که :

۱- اول اینکه بالاخره این ویروسها گریبان وروجک منم گرفت و پسر کوچولوم رو دچار تب و اسهال کرد   و ما افتخار داشتیم دو روز از محضر شیرین ترین وروجک دنیا فیض ببریم  ، البته شکر خدا الان بهتره و دیگه رسما صورتش شد اندازه یه قاشق . اما نمی دونین با چه ذوقی می گفت بریم پیش آقای دکتر اونهم به هوای موتور و ماشینش وقتی هم شرک رو اونجا دید و آقای دکتر هم یه بادکنک سبز بهش داد که دیگه کیفش حسابی کوک شد و بهیچوجه حاضر نبود از اتاقش خارج بشه .  

۲- هفته گذشته برای سومین بار بردمش سلمونی و اونهم با گریه و شیون اجازه نداد آقای آرایشگر موهاشو بزنه و دست از پا درازتر برگشتیم خونه   . جالب اینجاست که اینبار مامانی هم باهامون اومد ، رفتیم همون آرایشگاهی که ۳-۴ بار رفته و خیلی آروم رو صندلی نشسته ، مامانی یواشکی یه تخم مرغ شانسی داد به آقای سلمونی که بده به بردیا اما هیچکدوم اینها افاقه نکرد که نکرد . شما راه حل موثرتری سراغ ندارین ؟

۳- چند روز پیش به سفارش یکی از دوستام سی دی دربدرها رو خریدم دیگه تو این چند روزه از صبح که چشمهاشو باز می کنه می گه طوفان بذار تا شب که می خواد بخوابه . فکر کنم اگر سی دی ها زبون داشتن الان هوار می زدن و اگر پا داشتن فرار . البته خوشبختانه موزیکال و شاد و خیلی خسته کننده نیست اما روزی ۱۰ بار دیدنش فکر کنم یه کمی ....  

۴- بچه ام بدجوری عاشق آیس پکه ، هر بار که از جلوی یکیشون رد میشیم تندی میگه : اینجا بستنیه ؟ بستنی گنده بخر . البته ما براش برنامه گذاشتیم و شبهای جمعه یکی براش می خریم و اونهم خورد خورد می خوره تا جمعه عصر ولی تصور کنید تو این سرما و گاهی بارون نو ماشین می شینیم تا آقا بستنیشونو میل کنن

پ.ن : یادم رفت بگم مدل جدید غذا خوردن بردیا روش گردگیری می باشد ، یعنی به قول خودش پیس پیس به دست دور خونه می گرده گردگیری می کنه تا غذا بخوره . روش دیگری سراغ دارین؟ چون تا چند وقت دیگه اینهم دلش رو می زنه و من باید فرمول تازه به کار ببندم .