بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

خونه چادری
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 

مامانی و بابا جون بردیا به ماسبت اولین سال تولد وروجکم علاوه بر یک تراول ۱۰۰ هزار تومانی یه کلبه چادری نارنجی خوشگل به عسلی کادو داده بودند که تا دیروز از چشم شیطونک قایم کرده بودیم اونهم بالای کمدش . جالب اینجاست هر بار رو تختش دراز می کشید یه گوشه از چادر رو می دید و هی می گفت نارنجی نارنجی و ما هر بار به طور کاملاْ حرفه ای می پیچوندیمش . تا اینکه دیروز من و بابا افشین تصمیم گرفتیم وروجکمونو سورپرایز کنیم و خونه اش رو بسازیم . این هم گزارش وقایع اتفاقیه دیروز :

اول از همه به هر کلکی شده چندین بار دور تا دور خونه اش گشت تا ببینه چند تا در و پنجره می تونه پیدا کنه ، اونهم در حالیکه با خودش زمزمه می کرد : اووووووووووووووو چه خوشگله ماشالله چشم نخوره ایشالله

بعدش خونه اش تبدیل شد به قبرستون عروسکها و اسباب بازیها

اونوقت خودش فقط برای چند دقیقه ای مهمونشون شد

شب هم ۱۰۰۰ بار بین تخت و خونه اش رفت و آمد کرد تا تصمیم بگیره کجا بخوابه بهتره آخرش هم اینجوری تو خونه اش بیهوش شد

اینم یه پای کوچولوی مردونه که تو خونه جا نشده

پ.ن۱ : راستی شما این وروجک محجبه رو می شناسین؟

بعداً گذاشت : این عکس رو تو اینترنت دیدم ، جالب بود گفتم شما هم ببینید و عبرت بگیرید

مادر ۱۷ ساله با ۷ فرزند