بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

تعطیلات آخر هفته
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 اول از همه تا یادم نرفته بگم که : دوستهای گل گلی و مامان گلی عید همتون مبارک ، امیدوارم تو این چند روز تعطیلات کنار وروجکهای شیرینتون حسابی کیف کرده باشین

دوست دارین بدونین ما چیکارا کردیم؟ Question Mark

 
چهارشنبه صبح : خودمون تو خونه برای مامانی یه تولد توپ گرفتیم ( جا ادویه ای ها رو دارین ،اسباب بازیهای جدیدن )

 ظهر با هم نماز خوندیم

 عصرش هم کلی تیپ زدیم و رفتیم تولد مامانی تا نصف شب ( جاتون خالی کلی پابرهنه تو حیاط حرکات موزون انجام دادیم به افتخار مامانی )

 پنج شنبه شب هم همگی باهم رفتیم پارک لاله ( کلی توپ بازی کردیم و بعدش ساعت ۱۱ شب بغل بابا افشین بیهوش شدیم )

جمعه هم با باباافشین کلی کمک کردیم تا پرده ها رو دربیاره مامان بندازه تو ماشین تمیز شه و دوباره بزنیم سرجاش به خاطر همین نصف روز رو صندلی ، میز کامپیوتر و مبل بودیم

پ.ن ۱: بردیا تازگیها با شنیدن کوچکترین صدا می پرسه : کی بود ؟ و تا جوابشو نگیره کوتاه نمیاد این قضیه شاید حدود ۱۰۰۰ بار و با شنیدن کوچکترین صدا مثل سرفه یه عابر تو خیابون ، زنگ در همسایه و .... تکرار میشه

پ.ن ۲ : چهارشنبه شب که خونه مامانی بودیم دایی مهدی رفت تو حیاط نشست کمی قلیون بکشه از اون موقع بردیا هر کس رو می بینه میگه دایی مهدی دود می کنه

پ.ن ۳ : روز اول بردیا رو از بیمارستان آوردیم خونه مامانی اینطوری خوابیده بود ، حالا بعد از ۲۵ ماه دقیقاً شکل نوزادیش خوابیده

پ.ن ۴ : وروجک تازگیها یاد گرفته آخر اسم هرکس یه جون اضافه می کنه : مرجان جون ، افشین جون ،حدیث جون ، شیما جون ، سیمین جون و .... بگذریم از اینکه خیلی خوردنی میشه وقتی اینطوری صدا می کنه اما همینطوری ادامه می ده : کانیون جون ، موتور جون ، هلیکوپتر جون ....ولی همچنان به خودش فقط میگه آقا بردیا

بعداً ن ۱ : بردیا هرچی رو که نمی دونه میگه چی است؟ بعدش میگه مثلاً بیسکویت است ، افشین است و هر بار اصرار داره "است" رو تکرار کنه حالا کی باهاش اینجوری صحبت کرده خبر نداریم

بعداً ن ۲ : دیشب چند تار موهام از کلیپس در اومده بود میگه : موها شکسته ، درست کنم (منظورش همون درست کن می باشد )