بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

جای همتون خالی
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 سلام ، از تعطیلات آخر این هفته براتون بگم که : همینطور که تو پست قبلی نوشته  بودم چهارشنبه مولودی داشتیم . و اقعاً جای همگی خالی بود ، مثل همیشه عالی برگزار شد وروجک هم با اینکه قرار نبود تشریف داشته باشه اما به اصرار مامانی و خاله ها موند و آقایی کرد . اونقدر خوشگل و با مزه رو سر خانومها شکلات می ریخت ، شمع فوت می کرد ، دست می زد و ... که نگو تازه تا همین امروز صبح هر بار که میرفت خونه مامانی اول پذیرایی رو نگاه می کرد و می گفت تَبَبُد ( تولد )

پنج شنبه عصر هم ۲-۱ ساعتی رفتیم پارک تا یکمی ورجه وورجه کنه  و خسته شه بعدشم خونه مامانی و چون حدود ساعت ۱۰ برق رفت تصمیم گرفتیم با مامانی بریم خونه وانیا توپولی به خاطر همین سر راه ۵ تا آیس پک ( تنها بستنی موردعلاقه وروجکها ) خریدیم و رفتیم اونجا تا ساعت ۱۲ شب که طبق معمول شبهای تعطیل عسلکم تو ماشین بیهوش شد .

جمعه شب هم همگی رفتیم دربند اون هم به خاط اینکه بردیا از عصر مدام می گفت کباب ، خیابون ( حالا چندبار تو خیابون کباب خورده خدا عالمه ) ، جاتون خالی چه هوای خوبی ، اما موقع برگشتن چون ترافیک خیلی زیاد بود و طول کشید وروجکها از دماغمون در آوردن بسکه گریه کردن ، طفلکیها می خواستن پیاده شن و تاتی کنن ، آخرش هم با گریه خوابشون برد

پ.ن ۱ : عکس نداشتم چون RAM دوربینم داغون شده ، اما خاله ساحل از کیک خیلی خیلی خوشگل و خوشمزه ای که خودش زحمت کشیده و سفارش داده بود ( خاله ساحل جونی ۱۰۰۰ بار ممنون ) انداخته که در اولین فرصت که ازش گرفتم میذارم براتون

پ.ن ۲ : خاله منیژه زحمت کشیده بود و روز مولودی یک جعبه شکلات واقعاً خوشمزه برای عسلک آورده بود که واقعاً ممنونیم از محبتش

پ.ن ۳ : کلمه جدید بردیا : پانکیوتر ، فهمیدین یعنی چی دیگه ؟ یعنی این