بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

روز پدر مبارک
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws

 

سلام ،چون احتمالاً فردا قراره وروجک بیاد اداره مامانش و ممکن فرصت up کردن نداشته باشم ، خواستم پیشاپیش روز پدر رو به همه باباهای خوب و مهربون دنیا خصوصاً بابای گل خودم ( بابا جون بردیا ) ، بابا افشین وروجکم که تو این چند سال همیشه پشتیبان و همراه من بوده و یه دوست مهربون برای عسلکمون و بابای بابا افشین ( بابایی بردیا)و از همه مهمتر ، از همه مهمتر ، از همه مهمتر و بازهم از همه مهمتر تنها فرزندم ، مرد کوچیک زندگیمون که شیرینی وجودش همه دنیامون رو شیرین کرده تبریک بگم و برای همشون بهترینها رو آرزو کنم

پ.ن ۱:  چهارشنبه عصر بنا به یک رسم چند ساله خونه مامانی بردیا مولودیه ، یه مولودی خیلی خوشگل ، جای همتون واقعاً خالی   . به همین خاطر چون مامانی فردا سرش یه  کمی شلوغِ قرار شده وروجک فردا رو با مامانش بگذرونه . امیدوارم که خسته نشه و بهش حسابی خوش بگذره

پ.ن ۲ : بازهم یه کمک ازتون می خوام یعنی یه مشورت : عسلک مامان بدجور عاشق پوشک شده Thinking  یعنی اصلاً بدون پوشک حاضر نیست بمونه نمیدونین چطوری گریه می کنه که پوشکشو ببندیم به نظر شما بهترین و مسالمت آمیز ترین راه حل برای انکه رضایت بده چیه ؟ Question Mark  البته قبلش با تشکر

پ.ن ۳: دیروز از حموم که اومدم بیرون ، حوله دور سرم پیچیده بود و جلوی میز توالت نشسته بودم ، یهو از رو سرم افتاد ، بردیا کنارم نشسته بود و طبق معمول منتظر که ببینه کی تصمیم دارم کرم بزنم بهم گفت : عیبِ ، موها اصلاح کن Wakka Wakka 

بعداً نوشت : دیشب کوکو پختم ، وقتی بابا افشین داشت شام می خورد بردیا رفت رو صندلیش نشست و چنگالو   برداشت و می گفت : کوکه کوکه