بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

بازهم یه ویروس دیگه
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

وروجک مامان از پنج شنبه غروب دوباره تب کرد و بیحال شد،اولش فکر کردیم می خواد دندون در بیاره اما نیمه های شب تبش باز بالا رفت و من تا صبح بالای سرش نشستم و پاشویه کردم و ... تا بلکه کمی راحت تر بخوابه  عصر جمعه هم که من و بابا افشین دیدیم فایده نداره و تبش پایین نمیاد و در ضمن به شدت اعتصاب غذا کرده و حتی آب هم نمی خوره ، بردیمش بیمارستان کودکان . آقای دکتر گفت که وروجکتون آنژین شده و ۲۴-۴۸ ساعت تب می کنه بعدش یک عدد آمپول پنی سیلین 4cc براش تجویز کرد اما چشمتون روز بد نبینه خانم مسئول تزریقات شیطونکم رو سوراخ سوراخ کرد تا یه آمپول بزنه آخرش هم نتونست و خود آقای دکتر بعد از اینکه یه آمپول رو خراب کرد تونست یکی به بچه ام بزنه حالا دیگه خودتون حال و روز من و بردیا رو تصور کنید 

 

ببینید جوجو کوچولوی مامان چه کسل و بیحاله

راستی این زخم روی بینی اش جای ناخن مامانیه که موقع شونه کردن موهای وروجک اتفاق افتاده ، بنده خدا مامانی کلی غصه خورده به خاطر این قضیه حتی باباجون می گقت تا صبح خواب بردیا رو می دیده

 

با تمام این اتفاقات ناخوشایند چه بخواین چه نخواین فقط سه روز مونده به تولد خوش تیپ ترین و و خوش اخلاق ترین و باهوش ترین و عسل ترین و مامان ترین شیطونک دنیا