بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

وروجک عشق موتور
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

قبلاْ گفته بودم که بردیا عاشق موتوره ، پنجره اتاقش رو به حیاط یه خونه اس که توش دو تا موتور پارک شده وروجک هر وقت بیکار میشه میره رو تختش می ایسته و مدتها تو حیاط رو نگاه می کنه البته بگذریم که چندین بار منو یا هر کس دیگه که تو خونه باشه رو صدا می کنه تا موتورها رو بهش نشون بده . اینها رو گفتم که بگم اوایل که موتور سوارهارو با کلاه روی سرشون می دید تعجب می کرد تا بعد از ۹۹۹۹۹۹ بار که براش توضیح دادم متوجه شد که : هر کس سوار موتور بشه باید کلاه بزار سرش . حالا ببینید شیطونک هر وقت می خواد سوار دوچرخه اش بشه چیکار می کنه خداییش شما وروجک به این باهوشی دیده بودین 

 

راستی تا یادم نرفته اینم بگم که بازهم قبلاً گفته بودم که قراره برای تولدش یه موتور کوچولو براش بخریم ، اما همین شده موضوع اختلاف من و بابا افشینش تو خونه چون اون میگه نباید بخریم قرار نیست بچه هر چی خواست همون باشه بعدش چند وقت دیگه  سطح توقعش از ما هی بالا و بالاتر میره اما من میگم حالا که اینقدر عاشق موتوره براش بخریم تا تو خونه بازی کنه و چشم و دلش سیر بشه بهتر از اینه که بره تو خیابون و موتورهای مردم رو سوار شه تازه هر توقعی رو که می تونیم باید براش برآورده کنیم اگه چیزی خواست که نتونستیم براش منطقی توضیح میدیم . اینها رو گفتم که ازتون بخوام با نظراتتون ما رو راهنمایی کنین تا متوجه بشیم روش صحیح چیه ؟ ممنون

اینم یه ژست جانانه از خوشگل ترین و خوش تیپ ترین و جذاب ترین و شیرین ترین و عسل ترین عشق موتور دنیا