بردیا شیطونک مامان و بابا

برای تو که شیرین ترین بهانه زندگیم شدی

واییییییییییی بازم خرابکاری

باز دوبار دیروز یک شیشه لاک نمی دونم از کجا پیدا کرد ، برد تو اتاقش و همه تخت ، موکت ، فرش و لباسهاشو لاک مالی کرد بعدش هم طبق معمول خونه رو منفجر کرد و ساعت ۹:۳۰ از شدت خستگی بیهوش شد طوریکه صبح تو راه هم بیدار نشد . واقعاً دیگه نمی دونم با این شیطونیهاش چیکار کنم اصلاً نمی فهمم چرا در سال جدید یهو اینطوری شد

 

راستی تازگیهای بردیا یاد گرفته وقتی می خوره زمین می گه : اوتادی . موظب باش

 

 

  
نویسنده : مرجان (مامان بردیا) ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :